یارب مه مسافر من همزبان کیست ؟
با او که شد حریف و کنون همعنان کیست ؟
ماهی که چرخ ساخت به دستان ز من جدا
تا با که ، دوست گشته و همداستان کیست ؟
تا همچو ماه خیمه به سر منزل که زد
وز مهر با که دم زند و مهربان کیست ؟
آن مه کزو رسید فغانم به گوش چرخ
یارب نهاده گوش به سوی دهان کیست ؟
وحشی همین نه جان تو فرسوده شد ز غم
آنک از غم فراق نفرسود جان کیست ؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به جستجوی یاری میپردازد که در سفرش با او همزبان بوده و در حال حاضر از او جدا شده است. او درپی شخصی است که بهگونهای دلشکسته و غمگین است و میاندیشد که این یار، با چه کسانی در ارتباط است و چه احساسی نسبت به او دارد. شاعر به ماه تشبیه میکند که در یک خیمه جای دارد و از او میپرسد که با چه کسی در رابطه است و به چه کسی محبت میکند. در نهایت، شاعر به غم و اندوه خود اشاره میکند که از فراق آن یار نشأت گرفته و این غم او را به مرز نابودی رسانده است.
هوش مصنوعی: ای کاش پروردگارا، بگویید که همصحبت و همزبان من که بوده است؟ با چه کسی همراستا شدهام و اکنون شریک سفر او کیست؟
هوش مصنوعی: ماهی که بر روی چرخ ساخته شده، از دستان من جدا شده و حالا مشخص نیست با که دوست شده و همفکر است.
هوش مصنوعی: تا همچون ماه در خیمهای در خانهاش آرام بگیرد و از عشق با چه کسی سخن بگوید و کسی را مهربان بنامد؟
هوش مصنوعی: آن ماهی که صدای فریاد من به گوش آسمان رسید، خدایا، چه کسی است که گوشش به زبان من باشد؟
هوش مصنوعی: وحشی، جان تو از اندوه فراق خالی شده است، اما آیا کسی هست که از این اندوه جان نباخته باشد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
یارب، که این درخت گل از بوستان کیست
وین غنچه شکر شکن از نقلدان کیست
باز آن پسر که می گذرد از کدام کوست
باز آن بلا که می رسد از بهر جان کیست
از خون نشان تازه همی بینمش به لب
[...]
گفتی از آن ماست دلت جان از آن کیست
اینجا نگر که داغ که آنجا نشان کیست
تن خاک شد بر آن در و هرگز به کوی تو
یک شب سگی نگفت که این استخوان کیست
باری مرا به حسرت درد نو سوخت جان
[...]
یارب که آن درخت گل از گلستان کیست
وان پسته شکر شکن از نقلدان کیست
باز این قماشهای نفیس ازدکان کیست
وین طرفه رختهای نواز جامه دان کیست
از پوشیم بتاب و ببندم ز پیش بند
[...]
این تازه گل، که می رسد، از بوستان کیست؟
نخل کدام گلشن و سرو روان کیست؟
باز این نهال تازه، که سر می کشد بناز
سرو کشیده قامت نازک میان کیست؟
ای دل، ز تیر ابروی پر فتنه اش منال
[...]
ای صبح گرد ناز تو از کاروان کیست
بر خو چیدن تو متاع دکانکیست
آنجاکه فرصت من وما تیر جسته است
ترسم نفس کشی و ندانی کمان کیست
سر برنیاوری چوگهر از سجود جیب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.