گنجور

شمارهٔ ۳۱۱

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

یارب، که این درخت گل از بوستان کیست

وین غنچه شکر شکن از نقلدان کیست

باز آن پسر که می گذرد از کدام کوست

باز آن بلا که می رسد از بهر جان کیست

از خون نشان تازه همی بینمش به لب

تا خود که بازگشته و آن خود نشان کیست

می گفت دی که بر من آواره برگذشت

کافگار کرد پای من این استخوان کیست

شب ناله ام شنید و بپرسید از رقیب

من شب نخفته ام، همه شب این فغان کیست

خون می رود ز دیده و جان می رود ز تن

آن زخمها ز غمزه نامهربان کیست

این سوزشی که در دل آواره من است

داغ کسی ست، لیک ندانم از آن کیست

ای باد، اگر برای من آورده ای پیام

بار دگر بگو به خدا از زبان کیست

جانا، اگر شبی دهنت بر دهن نهم

خود را به خواب ساز و مگو کاین دهان کیست

بیدار از آنست مه که به شب پاسبان تست

خسرو که خواب می نکند پاسبان کیست

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.