به لب بگوی که آن خندهٔ نهان نکند
مرا به لطف نهان تو بدگمان نکند
تو خود مرا چه کنی لیک چشم را فرمای
که آن نگه که تو کردی زمان زمان نکند
تو رنجهای ز من و میل من ولی چکنم
بگو که ناز توام دست در میان نکند
گرم مجال نگاهی بود زمان چکنم
حکایتی که نگه میکند زبان نکند
هزار سود در این بیع هست خواهی دید
مرا بخر که خریدار من زیان نکند
جفا و هر چه کند گو به من خداوند است
ولیک نسبت ما را به این و آن نکند
بس است جور ز صبر آزمود وحشی را
هزار بار کسی را کس امتحان نکند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر درباره عشق و احساسات عمیق عاشقانه است. شاعر از محبوب خود میخواهد که لبخندش را پنهان نکند و به او بدگمانی نداشته باشد. او اشاره میکند که هرچند محبوب نسبت به او بیتوجهی دارد، اما او همچنان مشتاق است و از نگاههایش بهرهمند میشود. شاعر به سود عشق و زیباییهای آن اشاره دارد و خواستار محبت و وفاداری است. در نهایت، او از فرسودگی ناشی از صبر و آزمایشهای بیشماری سخن میگوید و میافزاید که هیچ کس نمیتواند او را به اندازهای که خود محبوبش امتحان کرده، آزمایش کند.
هوش مصنوعی: به لب خود بگو که آن خندهٔ پنهانی که داری، مرا به مهربانی پنهان تو بدگمان نکند.
هوش مصنوعی: هرچند تو خود به من آسیب میزنی، اما از چشمانت بخواه که آن نگاه را که به من کردی، هرگز فراموش نکند.
هوش مصنوعی: تو از من ناراحت هستی و به خواستههای من توجهی نداری، اما من چه کاری میتوانم بکنم، بگو که ناز و زیباییات باعث نمیشود که دستتواند به کسی کمک کند.
هوش مصنوعی: اگر فرصتی برای یک نگاه به من باشد، چه بگویم از داستانی که چشمهایم دربارهاش سخن میگویند و زبانم نمیتواند بگوید.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر میگوید که در این معامله عشق یا رابطه، هزاران سود و فایده وجود دارد. اگر تمایل داشته باشی، مرا بخرید؛ چون من به عنوان عاشق یا معشوق، برای تو ضرری نخواهم داشت.
هوش مصنوعی: هر چه جفا و بدرفتاری که از طرف دیگران میبینی، به خداوند مربوط میشود، اما نسبت ما به دیگران نمیتواند چیزی جز محبت و دوستی باشد.
هوش مصنوعی: وحشی بافقی بیان میکند که دیگر تحمل بیداد و ظلم را ندارد، زیرا او صبرش را امتحان کرده است و هیچکس را نمیتوان هزار بار آزمود و به آزمایش گذاشت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
گمان مبر که دلم میل دوستان نکند
چرا که مرغ چمن ترک بوستان نکند
کسی که نقد خرد داد و ملک عشق خرید
اگر ز سود و زیان بگذرد زیان نکند
بجان دوست که گنج روان دلی یابد
[...]
سخن طراز چرا مهر برزبان نکند
نمی شودکه قلم از سخن زیان نکند
سفر به از سفر بیخودی نمی باشد
به مصرهر که ز کنعان رودزیان نکند
کسی که در خم زلفی سبی بسر نبرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.