چو رو کرد «حاجی محمد حسین »
بجنت از این عالم بی بقا
خروشان و جوشان ز دنبال او
روان گشت خون دل از دیده ها
دراین گلشن از تندباد اجل
چه آزاده نخلی درآمد ز پا!
گلی رفت زین بوستان! کز غمش
فراموش شده بلبلان را نوا
طالب کرد تاریخ فوتش ز من
عزیزی بطرز سخن آشنا
برآوردم از روی اخلاص دست
بگفتم: «بیامرزد او را خدا»!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به مرگ حاجی محمد حسین اشاره میکند. او از دنیا و فقدان او به شدت متاثر است و اشکهایش به مانند خون دل از چشمانش میریزد. در این روزگار، مانند تندباد مرگ، یک انسان آزاد و بزرگ از پا در میآید و غم او گلهای بوستان را تحت تأثیر قرار میدهد. شاعر از کسی میخواهد که تاریخ فوت او را بگوید و در نهایت با اخلاص دعا میکند که خداوند او را بیامرزد.
هوش مصنوعی: زمانی که حاجی محمد حسین به سوی بهشت روی آورد، از این دنیا که پایدار نیست، فاصله گرفت.
هوش مصنوعی: خون دل از چشمها به خاطر او سرازیر شد و به شکل طغیانی و جوشانی در حال حرکت بود.
هوش مصنوعی: در این باغ، با وجود طوفان مرگ، چگونه میتواند درختی آزاد و ریشهدار از زمین جدا شود؟
هوش مصنوعی: گلی از این باغ رفت و به خاطر غمش، بلبلها آوازشان را فراموش کردهاند.
هوش مصنوعی: تاریخ وفات عزیزم را به شیوهای آشنا و با کلامی دلنشین از من خواستند.
هوش مصنوعی: از روی صداقت و خلوص نیت، دست بلند کردم و دعا کردم که خدا او را ببخشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو خواهی که یابی ز هر بد رها
سر اندر نیاری به دام بلا
بفرمود تا آسنستان پگاه
بیامد بنزدیک رخشنده ماه
بدو داد فرخنده دخترش را
بگوهر بیاراست اخترش را
چنان کن کنون تا به روز قضا
نگردد ضِرامش زمانی جدا
به کارش درون نیست چون و چرا
نپرسد از او، او بپرسد ز ما
مرا بی وفا خواند آن بی وفا
که هرگز نگوید سخن بی جفا
ز من چون رسد بی وفائی بدوست
که دشمن نبیند ز من جز وفا
ندانم صواب از خطا زین قبل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.