چون کند شمع رخت را انجمن پروانگی
شیشه نگذارد بساغر، خدمت پیمانگی
سازدت آزاد از بند قبا دیوانگی
از گریبان، طوق بر گردن نهد فرزانگی
بسکه جا کرده است در دل، تار تار سنبلش
میکنند امروز، دلها زلف او را شانگی
بر می گلگون کشد خمیازه چون لعل لعبت
شیشه را دل خون شود از حسرت پیمانگی
خشک میماند بجا از شورش توفان من
سیل اگر واعظ، کند با من شبی همخانگی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره جذابیت و زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دل و جان شاعر است. شاعر به توصیف زیباییهای محبوبش میپردازد و احساسات خود را نسبت به او بیان میکند. او میگوید که زیبایی معشوق مثل شمعی است که پروانهها را به دور خود میکشاند و دلها را تحت تأثیر قرار میدهد. همچنین، اشاره به پیچیدگیهای عشق و دیوانگیهای ناشی از آن دارد. در نهایت، شاعر از تنهایی و خشکی دلش در برابر طوفان عشق و دغدغههای درونیاش میگوید.
هوش مصنوعی: وقتی شمع زیبایی تو را روشن کند، پروانهها دور تو جمع میشوند، اما شیشه نمیگذارد که حتی یک قطره از این محبت روان شود.
هوش مصنوعی: آهنگ تو از قید و بند لباس دیوانگی آزاد است و بر گردن تو، دانایی مانند طوقی قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: دلها به خاطر زیبایی و جذابیت او به شدت تحت تأثیر قرار گرفتهاند و این جذابیت تا حدی است که مانند تار و پود سنبل در دلها جا گذاشته است. امروز، همه به زلف زیبای او نظر دارند و از آن لذت میبرند.
هوش مصنوعی: بر روی گلهای زیبا، خمیازهای کشیده میشود شبیه به رنگ لعل، و دل از حسرت شراب دلفریب خونین میشود.
هوش مصنوعی: اگر واعظ یک شب با من همصحبت شود، حتی سیل هم نمیتواند مرا خشک نگه دارد و از شورش طوفان من جلوگیری کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای فسون چشم مستت مایه دیوانگی
آشنایان تو را از خویش هم بیگانگی
شمع رخسار تو هر جا برفروزد بزم حسن
از خدا خواهند خوبان دولت پروانگی
شیوه رندان چه داند زهد خلوت نشین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.