از برای مال، گشتن کوه صحرا تا به کی؟!
در ره دین، پا فگندن بر سر پا تا به کی؟!
از برای اینکه گیری در عوض کامی از او
خویشتن را این قدر دادن به دنیا تا به کی؟!
میگذارم حج واجب، سال دیگر تا به چند؟!
میدهم مال خدا، امروز و فردا تا به کی؟!
گشتن از بالانشینی زیر دست نفس خویش
گفتن صد حرف بیجا، بر سر جا تا به کی؟!
در فریب جاهلی چند، ای ریاضت کش مدام
خویش را در شیشه کردن همچو صهبا تا به کی؟!
آب عمر از سرگذشت و، کاخ تن از پا فتاد!
آرزوها در نمیآیند از پا تا به کی؟!
این قدر گردنکشی از گفتهٔ حق تا به چند؟!
اینچنین فرمانپذیری پیش دنیا تا به کی؟!
خویشتن را از درشتیها سراسر ساختن
پایمان هرکسی چون سنگ سودا تا به کی؟!
بردن از گردنکشی هر لحظه خود را بر فلک
خویش را انداختن از طاق دلها تا به کی؟!
خشک کردن کشت طاعت را ز بس بیحاصلی
دادن آب زندگی را سر به صحرا تا به کی؟!
استخوان واعظ از سنگ جفا شد توتیا
بودن ای دل همچنان چون سنگ خارا تا به کی؟!



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به نقد دنیاگرایی و بیفایده بودن تلاشهای مادی میپردازد. او از انسان میخواهد تا بهجای دنبال کردن مال و جاه، به اهمیت دین و روح بپردازد و از خود بپرسد که این همه کوشش برای دنیای فانی تا چه زمانی ادامه خواهد داشت. با اشاره به حج واجب، ریاضتها و آرزوهای برآورده نشده، بر بیمعناییِ زندگی مادی و فریبندگیِ دنیا تأکید میکند. شاعر در نهایت از خویشتن و جامعه میخواهد که از غرور و خودبزرگبینی دست بردارند و به حقیقت وجودی و روحانی خود توجه کنند.
هوش مصنوعی: نمیدانم تا چه زمانی باید برای پول و ثروت از کوهها و دشتها بگذریم؟ و تا چه مدت باید در مسیر دین بر جای خود بایستیم و صبر کنیم؟
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که چرا باید برای دستیابی به خواستهها و لذتهای دنیوی، این قدر از خودمان و ارزشهایمان را فدای دنیا کنیم؟!
هوش مصنوعی: من امسال حج را به تعویق میاندازم و نمیدانم سال آینده چقدر فرصت دارم. مال خدا را امروز و فردا میدهم، اما این وضعیت تا کی ادامه دارد؟
هوش مصنوعی: انسانی که در مقام بالا نشسته و به خواستههای نفس خود گوش میدهد، چه زمانی میخواهد از گفتن حرفهای بیمعنا و نادرست دست بردارد؟
هوش مصنوعی: ای کسی که همیشه در تلاش و زحمت هستی، تا کی میخواهی خودت را در زندان ظاهری و فریبهای دنیوی نگهداری؟ باید بپذیری که این کار به کجا میانجامد؟
هوش مصنوعی: زندگی به سرعت در حال گذر است و بدن انسان در حال پیر شدن و سقوط است. آرزوها و خواستهها نیز به واقعیت نمیپیوندند. تا چه زمانی باید منتظر بمانیم؟
هوش مصنوعی: چقدر باید به نادیده گرفتن حقیقت ادامه دهیم؟ تا چه زمانی باید به خواستههای دنیای مادی تن بدهیم؟
هوش مصنوعی: انسان نباید تمام وجود خود را پر از خشونت و درشتی کند، چرا که هر کسی مانند سنگی سخت و بیروح میشود. تا کی باید اینگونه زندگی کرد؟
هوش مصنوعی: باید از فشار و زورگویی دست برداریم و دیگر خودمان را با بار سنگین مشکلات غمگین نکنیم. تا چه زمانی میخواهیم دلهایمان را تحت فشار قرار دهیم؟
هوش مصنوعی: کاشت و پرورش اطاعت را به خاطر بیثمر بودن آن، بیدلیل خشک میکنیم. چرا باید آب حیات را به بیابان بریزیم؟ تا کی ادامه دهیم؟
هوش مصنوعی: سخنان واعظ به قدری سخت و بیرحم شده که مثل سنگ خالی از احساس است. ای دل، چرا باید همچنان مثل سنگ خارا بیاحساس و بدون تغییر بمانی؟ تا کی قرار است این وضعیت ادامه داشته باشد؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.