همچو ناخن، شده خم بر در سلطان تاکی؟!
در گشاد گره جبهه دربان تاکی؟!
ز آب روی و، مژه تر، ز تذلل پی نان
آب و جاروب کشی بر در دونان تاکی؟!
کردن آزار جهانی، ز طمع بهر شکم
خلق را پوست کنی، بهر یک انبان تا کی؟!
خوشه سان خانه پر از گندم وجو، و ز پی نان
بودن ای سست قدم این همه لرزان تاکی؟!
با بر افروختن و نعره زدن همچو تنور
ریزد آتش ز دهان تو پی نان تاکی؟!
همه عمر نهی سر بسر طول أمل
نفس را این همه سر بر خط فرمان تا کی؟!
روز در ذکر زر و سیمی و، شب در فکرش!
روز وشب دیدن این خواب پریشان تاکی؟!
درد سرهای جهان سر بسر از سامانست
مینهی این همه سر بر سر سامان تاکی؟!
دامن دل بکش از خار علایق واعظ
چشم بر راه تو گلهای گلستان تاکی؟!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی بیانگر ناامیدی و اندوه انسان در برابر ظلم و نابرابریهای اجتماعی است. شاعر از وضعیت اسفناک طبقات پایین و تلاش آنها برای تأمین معیشت خود میگوید، و این که چقدر آزار و سختی برای رفع نیازهای روزمره متحمل میشوند. او به تفاوتهای اجتماعی و اقتصادی اشاره میکند و از بیعدالتیها و طمعهای انسانی مینالد. همچنین به سرگردانی و بلاتکلیفی افراد در پی کسب مال و ثروت اشاره کرده و نهایتاً به این سوال میپردازد که تا کی این وضعیت ادامه خواهد داشت و انسانها گرفتار این چرخه خواهند بود. با دعوت به دوری از علایق دنیوی، از شنوندگان میخواهد که به زیباییهای واقعی و معنوی زندگی توجه کنند.
هوش مصنوعی: مانند ناخنی که خم شده، آیا در برابر سلطان ما نازکی؟! در پی باز کردن گرهی ردای دربان چه زمانی خواهی بود؟!
هوش مصنوعی: این بیت به تعبیری به وضوح به قشر ضعیف جامعه اشاره دارد که با ذلت و خجالت برای کسب روزی و بهبود وضعیت زندگی خود مجبور به انجام کارهای سخت و پایینآورنده میشوند. این افراد در جستجوی نان و معاش، به در خانهی کسانی میروند که ممکن است خودشان رنج و زحمت بسیاری کشیده باشند و از نظر اجتماعی در موقعیت بهتری قرار دارند. در واقع، این بیت به بررسی شرایطی میپردازد که انسانها به خاطر نیازهای اولیهشان مجبور به پایین آمدن از جایگاه خود و تعامل با دیگران در شرایط دشوار میشوند.
هوش مصنوعی: آزاری که به مردم میرسد، فقط به خاطر طمع به دست آوردن نان و خوراک است. اما تا کی باید به خاطر یک کیسه از حق دیگران بگذریم و آنان را ناراحت کنیم؟
هوش مصنوعی: خانهای پر از گندم و جو به زیبایی خوشههایی که به هم چسبیدهاند، نشاندهندهی فراوانی و برکت است. اما تو، که به دنبال نان هستی و قدمهایت سست و لرزان است، چرا اینقدر در تردید و ناپایداری به سر میبری؟!
هوش مصنوعی: با به راه انداختن سر و صدا و هیاهو، مانند تنوری که شعلهاش زبانه میکشد، چه نیازی به برخواستن آتش از دهان تو برای به دست آوردن نان است؟!
هوش مصنوعی: تمام عمر خود را صرف آرزوهای طولانی کردهای و بر روی خط فرمان زندگیات نشستهای. تا کی میخواهی این گونه ادامه دهی؟
هوش مصنوعی: در طول روز در فکر جمعآوری پول و ثروت هستی و شبها به این فکر مشغولی. تا کی باید این خواب آشفته را ببینی؟
هوش مصنوعی: درد و رنجهای دنیا به خاطر بینظمی و آشفتگی است. چرا باید این همه مشکلات و سختیها را به دوش بکشیم تا کی؟
هوش مصنوعی: دل را از ناخوشیها و وابستگیهای دنیوی آزاد کن و منتظر بمان که کی امید و عشق در زندگیات به گلهای زیبای شادی و خوشبختی تبدیل خواهد شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یارب این درد دل و فرقت جانان تا کی
در دلم بار فراق و غم خوبان تا کی
هر نفس جان به لب آمد ز غم هجر مرا
بر من این غصه چرخ و غم هجران تا کی
خود نگردد دلم از دور فلک روزی شاد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.