با من همیشه درد تو دارد عنایتی
صد شکر کز غم تو، ندارم شکایتی
افتادهاند، از ره افتادگی به دور
یا رب به خویشگمشدگان را هدایتی
از مال و جاه، هست سخن پایدارتر
از ملک جم چه مانده به غیر از حکایتی؟!
شوق جمال دوست مرا در دل حزین
چون نعمت بهشت ندارد نهایتی
ما را ز طرّه تو پریشانتر است حال
داریم از نگاه تو چشم رعایتی
دزدیده میتوان ز رخش دیدنی ربود
ترسم شکست رنگ نماید سعایتی
هستیم خسته، مرهم لطفی، ترحمی
گشتیم سرمه، گوشه چشم عنایتی
با خویش، ما حساب به وصل تو میکنیم
پیش تو بگذرد اگر از ما حکایتی
انجام هست شکوه ما را ز هجر تو
دارد شب فراق تو هم گر نهایتی
عمرم کجا به شکر همین میکند وفا
کز من کسی نداشته هرگز شکایتی
شد پای سوده صندل درد سر وطن
خوشتر ندیدهام ز غریبی ولایتی
هرجا که یار ماست، بود آن دیار ما
واعظ چرا کنیم ز غربت شکایتی؟!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و غم عشق سخن میگوید و اظهار gratitude میکند که از غم معشوق شکایتی ندارد. او به گمشدگان راه هدایت میطلبد و به روابط مادی و دنیایی انتقاد میکند و بر ارزشهای روحی تأکید میکند. شوق دیدار معشوق را به بهشت تشبیه میکند و میگوید که حال و هوای او تحت تأثیر زیبایی معشوق است. شاعر حس میکند که با وجود درد و رنج، عشق و لطف معشوق مرهمی برای دلش است. او به فراق و دوری از معشوق اشاره میکند و میفهمد که هر کجا معشوق باشد، آن جا دیار واقعی اوست و از غم غربت شکوایی ندارد. شعر به زیبایی احساسات عاشقانه و دلتنگی را بیان میکند و مفهوم عشق و وابستگی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: من همیشه از درد تو بینهایت سپاسگزارم، چرا که به رغم غمهای تو، هیچ ناراحتی و شکایتی از زندگی ندارم.
هوش مصنوعی: کسانی که در زندگی گمگشتهاند و از مسیر اصلی خود منحرف شدهاند، با تضرع و درخواست از خداوند از او میخواهند که به آنها راهنمایی کند.
هوش مصنوعی: از ثروت و مقام، کلامی پایدارتر وجود ندارد؛ چه چیزی از سلطنت جم باقی مانده جز داستانی؟
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی محبوبم در دل غمگین من همچون نعمت بهشت بیپایان است و هیچ حد و مرزی ندارد.
هوش مصنوعی: حال ما از نگاه تو بینهایت آشفتهتر از آن است که بخواهی با یک تار موی تو دلمشغولیام را درک کنی.
هوش مصنوعی: میتوان از چهرهی زیبا و جذاب او چیزی دزدید، اما میترسم که این زیبایی، در اثر این عمل، از بین برود.
هوش مصنوعی: ما خسته و رنجیدهایم و به لطف و رحمت تو آرامش یافتهایم. مثل سرمهای که در گوشه چشم قرار میگیرد، به لطف محبت تو، به آرامش و زیبایی دست یافتهایم.
هوش مصنوعی: ما با خودمان دربارهی وصل تو حساب و کتابی داریم، اگر نزد تو اتفاقی از ما بیفتد، آن را مرور خواهیم کرد.
هوش مصنوعی: شب جدایی از تو، هرچند که دردناک است، اما زیبایی و عظمت ما را به خوبی نشان میدهد. این شب، هرچند طولانی باشد، به پایان خواهد رسید.
هوش مصنوعی: عمر من، به خاطر این که هیچکس از من شکایتی ندارد، به شکرگزاری مشغول است و وفا میکند.
هوش مصنوعی: در این بیت به احساس مصیبت و درد ناشی از دوری از وطن اشاره شده است. شاعر بیان میکند که احساس خوشایند و آرامش را در وطن خود احساس میکند و این حس را در هیچ جایی دیگر تجربه نکرده است. غم غربت و دوری از زادگاه، باعث میشود که حتی در میان زرق و برق دیگر سرزمینها، خوشی واقعی را در وطن خود بیابد.
هوش مصنوعی: هر کجا که دلبر ما باشد، همانجا وطن ماست. پس چرا باید از دوری و جدا بودن از او شکایت کنیم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نه بر خلاص حبس ز بختم عنایتی
نه در صلاح کار ز چرخم هدایتی
پیشم نهد زمانه ز تیمار سورتی
هر گه که بخوانم ز اندوه آیتی
از حبس من به هر شهر اکنون مصیبتی
[...]
ای در کف تو جایگه هر کفایتی
در زیر شکر و منت تو هر ولایتی
هر ساعتی ز اختر سعدت معونتی
هر لحظهای ز شاه جهانت عنایتی
بر هر زبان ز وصف کمال تو سورتی
[...]
ای آفتاب از ورق رویت آیتی
در جنب جام لعل تو کوثر حکایتی
هرگز ندید هیچ کس از مصحف جمال
سرسبزتر ز خط سیاه تو آیتی
بر نیت خطت که دلم جای وقف دید
[...]
ای از بسیط جاه تو گردون ولایتی
وی از سپاه رای تو خورشید رایتی
کرده زبان سوسن آزاد هر نفس
در باب لطف از دم خلقت روایتی
درشان حادثات بود گاه حلّ و عقد
[...]
ای از بهشت جزوی و از رحمت آیتی
حق را به روزگار تو با ما عنایتی
گفتم نهایتی بود این درد عشق را
هر بامداد میکند از نو بدایتی
معروف شد حکایتم اندر جهان و نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.