نگذاشت جان غم تو برای شهادتی
دارند عاشقان عوض جان، ارادتی
آنجا که آفتاب رخت پرتو افگند
با سایه همای، نباشد سعادتی
آیی مگر بتهنیت ما، و گر نه نیست
بیماری هوای غمت را عیادتی
دعوی کند چو تیغ تو با آب زندگی
دارند کشتگان غمت هم شهادتی
در بند رسم و عادت دنیا نبودن است
در شهر عشق باشد اگر رسم و عادتی
حالی ندیده ایم ز پیران این زمان
جز اینکه هستشان بجوانان ارادتی
واعظ اگر زیاده طلب باشی از جهان
شکر است شکر نعمت از حد زیادتی!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و فراق و همچنین به عواطف انسانی میپردازد. شاعر بیان میکند که عشق واقعی به شهادت و فداکاری میانجامد و عاشقان حاضرند جان خود را به خاطر عشق فدای کنند. او از شرایط زندگی و عادتهای دنیایی انتقاد میکند و میگوید که اگر در شهر عشق باشیم، نباید به عادات و رسوم دنیا توجه کنیم. همچنین اشاره دارد که در این دوره زمانه، بزرگان تنها به جوانان ارادت دارند و از آنان انتظار خاصی نمیرود. در پایان، شاعر با اشاره به واعظان و طلب بیش از حد آنها از دنیا، تأکید میکند که شکرگذاری از نعمتها مهمتر از طلب زیاد است.
هوش مصنوعی: غم تو اجازه نمیدهد که جان عاشقان به مقام شهادت برسد. آنها جان خود را فدای ارادت و محبتشان میکنند.
هوش مصنوعی: در جایی که نور خورشید به زیبایی درخشان است و سایه پرندهای بزرگ و باشکوه در آنجا است، خوشبختی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: سلامتی ما جاودانه خواهد بود، مگر اینکه دلتنگی تو به ما برکت دهد، وگرنه هیچ کس نیازی به عیادت از بیماری ناشی از عشق تو ندارد.
هوش مصنوعی: تیغ تو به مانند آب زندگی، مدعی است. کشتهشدگان غم تو نیز گواهی بر این میدهند که به شهادت رسیدهاند.
هوش مصنوعی: در زندگی معمولی و روزمره، پیروی از رسوم و عادات متعارف اهمیت دارد، اما در دنیای عشق، اگر عشق واقعی در میان باشد، میتوان از این رسوم و عادات کنار گذاشت و به شرایط و احساسات جدیدی روی آورد.
هوش مصنوعی: ما در این دوران از بزرگترها چیزی جز این ندیدهایم که فقط نسبت به جوانان، احساس ارادت و محبت دارند.
هوش مصنوعی: اگر واعظ بیش از حد نیاز طلب کند، در حقیقت شکر نعمتها را نمیتواند به درستی ادا کند و این خواستههای زیادش از حد معمول خارج میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شایسته قبول، ندارم عبادتی
جز بر سیاه نامگی خود شهادتی
بر ما بغیر نعمت فقر است ناگوار
داریم ما بهیچ نداری چو عادتی
تحصیل ملک فانی دنیا، زر شد نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.