گر بسیر گلشن، آن حیرت فزا خواهد شدن
عندلیب از رنگ گل، پا در حنا خواهد شدن
گر چنین خواهند کاهیدن ز رشک قامتش
طوق قمری سرو را خلخال پا خواهد شدن
تیر مژگان گر چنین جوشن شکافی میکند
حلقه های جوهر آیینه، وا خواهد شدن
مهر رخسارش گر از ابر نقاب آید برون
گریه ز اشکم خنده دندان نما خواهد شدن
گر ببیند پیچش زلف ترا، از حیرتش
در کف پا دود را آتش حنا خواهد شدن
کار کی ما را به آن کنج دهن افتاده است
کار ما را گر نسازی، کار ما خواهد شدن!
گر چنین، در خرج افغان، باددستی میکند
واعظ ما زود بی برگ و نوا خواهد شدن!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و تاثیر آن بر اطرافیان صحبت میکند. شاعر به توصیف جلوههای زیبایی میپردازد و تأکید میکند که اگر زیباییهای طبیعی و انسانی به نمایش گذاشته شوند، نتایج شگفتانگیزی در پی خواهد داشت. بهعنوان مثال، زیبایی گلها و قامتها میتواند حسادت را برانگیزد و اشکها را به خنده بدل کند. همچنین اشاره میشود که هر آنچه بر زیبایی افزوده شود، میتواند تأثیر عمیقی بر احساسات و رفتار انسانها داشته باشد، حتی بهحدی که کارهای غیرمعمول از دیگران سر بزند. در نهایت، شاعر به ارتباط و تأثیرگذاری ما بین زیبایی و واکنشهای اطرافیان میپردازد.
هوش مصنوعی: اگر در باغ گلستان بسیار زیبایی ببینی، بلبل که به خاطر رنگ گلها شگفتزده شده، به خاطر زیباییشان پا به رنگ حنا خواهد گذاشت.
هوش مصنوعی: اگر او چنین بخواهد که از حسادت به قامتش کم کند، باید گردنبند قمری وپابند سرو را مبدل به زیور پای خود کند.
هوش مصنوعی: اگر مژههایت به این زیبایی پرده را بشکافند، حلقههای اصلی آینه نیز به زودی کنار خواهند رفت.
هوش مصنوعی: اگر مهر و زیبایی چهرهاش از زیر ابر نقابش بیرون بیاید، اشکهای من از شادی و شوق تبدیل به خنده خواهد شد و دندانهای من را نمایان خواهد کرد.
هوش مصنوعی: اگر کسی پیچ و تاب زلف تو را ببیند، از شگفتیاش در جای خود میسوزد و آتش حنا در پایش خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر تو کار ما را درست نکنی، کارمان به جایی نمیرسد و در نهایت به سرنوشتی نامطلوب دچار خواهیم شد.
هوش مصنوعی: اگر اینطور باشد، واعظ ما در خرج کردن فرزندان افغان دقت میکند و به زودی بدون دلیل و بیصدا خواهد شد!
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
حسن اگر اینست ناصح همچو ما خواهد شدن
چوب تر آخر بآتش آشنا خواهد شدن
از دم تیغست سیر مرغ بسمل تا بخاک
دل گر از دست تو بیرون شد کجا خواهد شدن
هر در نگشوده ای دارد ز استغنا کلید
[...]
استخوان من اگر رزق هما خواهد شدن
سایه بال هما ابر بلا خواهد شدن
تا قیامت دل نخواهد ماند در زندان جسم
عاقبت این نافه از آهو جدا خواهد شدن
جان ز لعل یار هیهات است برگردد به جسم
[...]
قامتم گر این چنین از غم دو تا خواهد شدن
هم ز خود چون بید مجنونم، عصا خواهد شدن
خضر اگر باشی، بنخل زندگانی دل مبند
عاقبت آب بقا، باد فنا خواهد شدن
کاسه فغفور کز آواره نخوت پر است
[...]
سرمه آن روزی که از چشمت جدا خواهد شدن
استخوانت نرم همچون توتیا خواهد شدن
سنبلت از لشکر خط آورد رو در شکست
کاکلت از این پریشانی دو تا خواهد شدن
چشم بیمار تو خواهد ماند پهلو بر زمین
[...]
گر حنا بر خاک پایت جبهه ساخواهد شدن
خون صدگلزار پا مال حنا خواهد شدن
ما اسیران را به سامانگاه اقبال فنا
تیغ قاتل سایهٔ بال هما خواهد شدن
از رعونت بگذر ای غافلکه آخر شعله را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.