بنشین تا رخت از تاب نظر غازه کنیم
با لب لعل تو، یکدم نمکی تازه کنیم
نسخه صحبت ما زود ز هم میپاشد
مگرش از سخن زلف تو شیرازه کنیم
خواهد از گریه شادی شب وصل تو نثار
بعد ازین گریه ز هجر تو باندازه کنیم
نیست برنده تر از حق نمک، شمشیری
ما بخصمی که کشد تیغ، نمک تازه کنیم
واعظ از برگ جهان مقصد ما گمنامی است
پوست پوشی نه چو طبل از پی آوازه کنیم!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به زیبایی و لذتهای عشق اشاره میکند. او از معشوق میخواهد که با حضور خود دلش را شاد کند و به او بگوید که رابطه آنها چقدر دلنشین و شیرین است. شاعر به زوال زودگذر زندگی اشاره میکند و میخواهد لحظات شیرین را غنیمت بشمارد. او همچنین از زیبایی و تسلط عشق بر دل سخن میگوید و تأکید دارد که باید این عشق را گرامی بدارد و از آن بهرهمند شود. در نهایت، او با وجود تمام مخالفتها، بر حفظ عشق و عدم شهرتطلبی تأکید میکند.
هوش مصنوعی: بنشین تا با نگاه زیبا و دلنشینت، از زیبایی تو لذت ببریم و با لبهای شیرینت، لحظهای خوشی تازه خلق کنیم.
هوش مصنوعی: گفتمان ما به سرعت از هم میپاشد، مگر اینکه با زیبایی کلامت آن را منسجم کنیم.
هوش مصنوعی: پس از این، گریههای ناشی از دوری تو را به اندازهای خواهیم کرد که شادمانی ناشی از وصال تو را جایگزین کند.
هوش مصنوعی: هیچ چیز مانند حقیقت تلخ و تند نیست، شمشیری که در برابر دشمنی کشیده میشود، میتواند نمک تازهای بر زخمها بمالد.
هوش مصنوعی: واعظ میگوید که هدف ما از زندگی در این دنیا، شناخته شدن نیست. ما برای جلب توجه و شهرت تلاش نمیکنیم، بلکه مانند پوست حیوانی میخواهیم بدون اینکه صدا کنیم، در دنیای بینام و نشان زندگی کنیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جرعهای ریز که تا چارهٔ خمیازه کنیم
بوسهای ده که به آن لب نمکی تازه کنیم
بی نمک می شود آن چیز که پرشور شود
فصل گل را ز پی می کشی اندازه کنیم
عقل و دین رفت، به زنجیر چه حاجت دل را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.