ما ز هر عشرت دنیا بسخن ساخته ایم
بلبلانیم و، ز عالم بچمن ساخته ایم
خون خوردیم و ز ادب نام لب او نبریم
به انار دل از آن سیب ذقن ساخته ایم
کام ما نیست بجز رخصت بوسی ز لبش
ما بیک حرف، از آن میم دهن ساخته ایم
دلنشین تا شده ما را شکرین گفتارش
با دل تنگ از آن تنگ دهن ساخته ایم
ز آن جهان تافته رو، واله دنیا شده ایم
ز آن همه سرو و سمن ما به دمن ساخته ایم
غافل از یاد حق و، شاد که از اهل دلیم
ما از آن شمع فروزان، بلگن ساخته ایم
طول عمری ز جهان یافته بی حسن عمل
ما ازین چاه، ز یوسف برسن ساخته ایم
زنده در گور چه از گرد کدورت باشیم؟
ما که با مردن بی گور و کفن ساخته ایم!
از سفرهای جهان فایده ما این بود
که بآسودگی کنج وطن ساخته ایم
زینت دل غم یار است و، غم دین، واعظ
ما از آنها همه با زینت تن ساخته ایم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از ناپایداری لذتهای دنیا و تعلقات مادی سخن میگوید. او بیان میکند که اگرچه زندگی را با خوشیها و عشقها پر کردهایم، اما در حقیقت غرق در رنج و درد هستیم. در این مسیر، دلبستگی به زیباییها و شادابیهای ظاهری ما را از یاد حق غافل کرده و به دنیای مادی رهنمون شده است. شاعر به سرانجام زندگی اشاره میکند و میگوید که از سفرهای دنیا تنها به آرامش در وطن دست یافتهایم. در نهایت، او به غمها و دغدغههای دینی و عشق اشاره کرده و تأکید میکند که زیباییهای ظاهری نتوانستهاند ما را از دغدغههای اصلیمان آزاد کنند.
هوش مصنوعی: ما از هر لذتی که در این دنیا هست، سخن بوجود آوردهایم. ما مانند بلبلانی هستیم که از دنیای کودکی خود گلابی میچینند و غزل میسرایند.
هوش مصنوعی: ما به خاطر ادب و احترام به نام لب آن محبوب، رنج و درد زیادی تحمل کردهایم و در دل خود میخواهیم که از محبت او بهرهمند شویم، به طوری که دلمان به زیبایی او مثل انار و چهرهاش مثل سیب باشد.
هوش مصنوعی: ما چیزی جز اجازه لبانش را نمیخواهیم، ما با یک کلام، از آن حرف میم که در دهانش است، ساختهایم.
هوش مصنوعی: گفتار او به گونهای شیرین و دلنشین است که حتی وقتی دلتنگ هستیم، از آن ناراحتی هم فاصله میگیریم و در دلتنگیامان، به آنچه میگوید پناه میبریم.
هوش مصنوعی: ما از آن دنیای دیگر، به این دنیا آمدهایم و دلباختهاش شدهایم؛ از تمام آن درختان بلند و گلهای خوشبو، باغی در اینجا ساختهایم.
هوش مصنوعی: فراموش کردهایم که به یاد خدا باشیم و خوشحالیم که ما از اهل دل هستیم. ما از آن نور درخشان، خود را به روشنایی و آگاهی رساندهایم.
هوش مصنوعی: ما به خاطر زندگی طولانی که از دنیا گرفتهایم، به خاطر کارهای نیکمان، از این چاه به سوی یوسف رفتهایم.
هوش مصنوعی: زندگی در این دنیا برای ما چه اهمیتی دارد وقتی که با مرگ و عدم وجود، آشنا هستیم؟ ما به گونهای هستیم که حتی بدون به خاک سپرده شدن و پوشاندن خود با کفن، میتوانیم با شرایط سخت زندگی کنار بیاییم!
هوش مصنوعی: از سفرهای زیادی که داشتم، نتیجهام این بود که حالا با آرامش در خانه و کشور خودم نشستهام.
هوش مصنوعی: زیبایی دل ناشی از عشق به معشوق و درد ناشی از دین است، در حالی که واعظ ما همه چیز را از ظواهر و زینتهای دنیوی ساخته و پرداخته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما به پیغامی از ان تنگ دهن ساخته ایم
چو نی خامه ز شکر به سخن ساخته ایم
چشم ما بر زر گل نیست ز بی برگیها
ما چو بلبل به نوایی ز چمن ساخته ایم
لقمه بوسه زیاد از دهن جرأت ماست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.