عجب دانم، از زخم بسمل برآید!
خدنگی، که از شست قاتل برآید!
نگه جانب غیرم از دیده تر
چو تیریست کز زخم مشکل برآید
چنان نیست باریک، راه خیالش
که از عهده رفتن دل برآید
چنان تنگ بندد، به شوخی میان را
که مطلب از آن شوخ، مشکل برآید
ز آهم نشد آنچنان تنگ محفل
که حرفی از آن مه شمایل برآید
ستم آن قدر رفته بر من ز هجرش
که از عهده اش رحم مشکل برآید
تو از جای خیزی و، من از سر جان
تو از خانه و، واعظ از دل برآید!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساسات عمیق و درد ناشی از جدایی و عشق ناتوانی پرداخته است. شاعر از زخمهایی که جدایی بر دلش گذاشته میگوید و به سختیهایی که در بیان احساساتش وجود دارد اشاره میکند. او از دشواریِ حرکت و تلاش برای فراموش کردن یاد محبوب میگوید و اینکه هر تلاشی برای رهایی از این عشق سنگین و مشکل به نظر میرسد. این شعر نمادین نشاندهندهی ناتوانی و عجز در برابر عشق و غم فراق است.
هوش مصنوعی: عجب است که چطور زخم ناشی از زهر کارایی دارد! مثل تیر زنی که از انگشت قاتل پرتاب میشود!
هوش مصنوعی: اگر به دیگران توجه کنی و دلت را از آنها پر کنی، مانند تیری خواهد بود که از زخم جدایی به سختی خارج میشود.
هوش مصنوعی: اینطور نیست که راه خیال او به حدی باریک باشد که دل توانایی حرکت و رفتن در آن را داشته باشد.
هوش مصنوعی: اگر کسی به شوخی و به صورت جدی چیزی را انکار کند، ممکن است از آن شوخی مسائل پیچیدهای پیش بیاید که فهم آن دشوار شود.
هوش مصنوعی: از صدای آه من، جمعیت آنچنان تنگ و فشرده نشد که حتی حرفی از آن معشوق دلانگیز بیرون بیاید.
هوش مصنوعی: عذاب و رنجی که از جدایی او به من رسیده، آنقدر زیاد است که دیگر نمیتوانم تحملش کنم و نمیتوانم به راحتی از عهدهاش برآیم.
هوش مصنوعی: تو در حال حرکت و زندگی خود هستی و من از عمق وجودم به تو فکر میکنم. تو از جایی دور میروی و واعظ هم از دل و احساسات عمیق خود صحبت میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.