نوبهار آمد، خردگو فکر زنجیرم کند
حیف چندان نیست کز دیوانگی سیرم کند؟!
آن سیه رویم که بحر رحمت او هر نفس
بخشش صرف جهانی، صرف تقصیرم کند
نا زیاد عالم طفلی کند حسرت کشم
روزگار از موی سر زآن کاسه پر شیرم کند
نور اقبالی که من در جبهه دیدم ترک را
پشت پایی دور نبود گر جهانگیرم کند
زان خرابم من که معمار جهان بهر شگون
دایم از آب و گل سیلاب، تعمیرم کند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان آرزوها و افسوسهای خود میپردازد. او از بهار به عنوان نشانهای از بازگشت زندگی و امید یاد میکند و اشاره میکند که نغمههای این فصل میتواند زنجیرهای اندیشههایش را بشکند. هرچند او از دیوانگی خود راضی نیست، اما به بخششها و رحمت الهی اشاره میکند که به او کمک میکند. او حسرت روزهایی را میخورد که نمیتواند از عشق و نعمتهای خداوند بهرهمند شود. شاعر همچنین به نور امید و خوشبختی که در زندگیاش مشاهده کرده، اشاره میکند و میگوید که این نور میتواند او را به موفقیت بیشتری برساند. در نهایت، او به خراب بودن خود و تلاش مداوم خداوند برای ترمیم روح و وجودش اشاره میکند.
هوش مصنوعی: بهار تازه به وجود آمده و اندیشم را از قید و بند آزاد میکند. ناراحتکننده نیست که دیوانگی و احساساتم را دچار تغییر کند؟!
هوش مصنوعی: آن شخصی که چهرهاش تیره است، همچنان که خداوند در هر لحظه به او رحمت میدهد، این رحمت را به خاطر خطاها و نواقصش به جهانیان ارزانی میدارد.
هوش مصنوعی: نمیدانم چون چگونه نامگذاری کنم و در حسرت روزگار هستم که از موهای سرم و از کاسهای پر از شیر به من گله دارد.
هوش مصنوعی: من در جبهه نوری از اقبال را دیدم که نشانهای بود از موفقیت و پیروزی، و این به من امید داد که به زودی به هدفهایم برسم و از کسی که در مسیرم مانع است، دور شوم.
هوش مصنوعی: من به خاطر خرابی و ناپایداری زندگیام افسردگی دارم؛ زیرا سازندهی این جهان به طور مداوم از آب و گل برای ایجاد تازگی و بهبود اوضاع استفاده میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نیستم آتش که هر خاری به زنجیرم کند
آفتاب بی نیازم تا که تسخیرم کند؟
تا دغل از دوستداران دیده ام رنجیده ام
پاکبازم، بد حریفی زود دلگیرم کند
آبروی سعی را گوهر کند ویرانه ام
[...]
عقل گو کمتر نظر بر حسن تدبیرم کند
من از آن ویرانترم کاندیشه تعمیرم کند
من که از موج نفس بال و پری دارم به دام
شرم بادم گر فریب دیو تسخیرم کند
من که عمری تشنة لب تشنه مردان بودهام
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.