این حریفان که گهی زاهد و گه اوباشند
از پی وسعت روزی، نخود هرآشند
رفته دندان و، پی نقش و نگارند هنوز
گویی این طفل مزاجان صدف نقاشند
جمله بینا به عیوب هم و، کور از هنرند
همه در شام سیه رویی خود خفاشند
عیب هم را همه چشمند و زبان، چون مقراض
روز و شب همدم یکدیگر و، در پرخاشند
سینه ها، ز آتش کینها شده فانوس خیال
رازها زان همه در پرده دلها فاشند
نه همین کلک تو واعظ گهرافشان شده است
راست گویان همه با دیده گوهر پاشند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حریفانی میپردازد که در ظاهر نقش زاهدان و در باطن شبیه اوباش هستند و همواره در جستجوی روزی و رفاه هستند. آنها به زیباییهای ظاهری اهمیت میدهند و هنوز به دنبال نقش و نگارهای دلپذیرند. با اینکه همگی به عیوب یکدیگر آگاهند، اما در هنر کورند و ناتوان. آنها در شب مانند خفاشها هستند و درگیریهای درونی خود را با هم دارند. دلهاشان پر از کینه است و رازها در دلشان پنهان مانده است. در نهایت، اشاره میشود که این به ظاهر واعظان، در واقع راستگو نیستند و همه به نوعی در زرنگی و فریبکاری درگیرند.
هوش مصنوعی: این افراد که گاهی زاهد و گاهی آنها که رفتارهای ناپسند دارند، برای به دست آوردن روزی بیشتر، در هر موقعیتی حاضرند و مانند اجزای مختلف یک خورشت در کنار هم قرار میگیرند.
هوش مصنوعی: دندانهای کودک افتاده و او هنوز در تلاش است تا زیباییها و نقش و نگارها را ببیند. گویی این کودک مانند صدفی است که به دنبال هنری در درون خود میگردد.
هوش مصنوعی: همه کسانی که میتوانند عیبها و کاستیها را ببینند، به نوعی درک و بصیرت دارند. اما افرادی که بینش ندارند، مانند خفاشها در تاریکی زندگی میکنند و از زیباییها و هنرها بیخبرند.
هوش مصنوعی: همه انسانها به عیبهای یکدیگر توجه دارند و درباره آنها صحبت میکنند. مانند یکدیگر که در روز و شب همیشه در کنار هم هستند و در عین حال با هم به جدل و جنجال میپردازند.
هوش مصنوعی: سینهها به خاطر خشم و کینه، تبدیل به چراغی برای روشن کردن رازهای درون شدهاند و این رازها به دلیل درد و رنج در دلها به وضوح نمایان هستند.
هوش مصنوعی: این گفتار تو، که در مقام وعظ و نصیحت است، فقط یک ترفند نیست. در حقیقت، تمامی راستگویان آنچه را که خوب میدانند و ارزشمند است، به چشم خود میبیند و به همگان منتقل میکنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تنپرستانکه به این آب و نمک عیاشند
بیتکلف همه بالیدن نان و آشند
سر و گردن همه در دور شکم رفته فرو
پر و خالی و سبکمغزتر از خشخاشند
ربط جمعیتشان وقف تغافل ز هم است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.