پیری در خواهش بدل ریش برآورد
پیشم هوس ساده رخان، ریش برآورد
پیری ز دلم برد برون یاد خط و زلف
فریاد که دودم زدل ریش برآورد
بود از پی صد بار فرو بردن دیگر
یک ره زدل، ار کژدم غم نیش برآورد
تا کام بنان شکرین گشت بدآموز
ما را ز لب نان جو خویش برآورد
این بود گل خیر بزرگان جهانم
کز همدمی مردم درویش برآورد
از فقر گذشتیم و، بدولت نرسیدیم
ما را طلب آن کم، ازین بیش برآورد
آورد بلائی که کله بر سر خسرو
او هم بستم از سر درویش برآورد
آن چشم بقصد دل چون سنگ تو واعظ
بیهوده خدنگ ستم از کیش برآورد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به موضوع پیری و خواستهها و آمال خود اشاره میکند. او از پیری شکایت میکند که چگونه خواستهها و هوسهای او را تحت تأثیر قرار داده است. همچنین در مورد غم و درد دلش صحبت میکند و میگوید که با وجود همه تلاشها، همچنان به خواستههای بزرگ و خوشبختی نرسیده است. او از همدمی با مردم درویش بهرهمند شده و فقر را تجربه کرده است، اما هنوز احساس نارضایتی میکند. در نهایت، به ناامیدی از زیباییهای دنیا و ستمهایی که بر دلش میآید اشاره میکند.
هوش مصنوعی: یک پیرمرد در آرزوی جوانی، ریشش را بلند کرده و به من نشان میدهد؛ من نیز آرزو دارم به سادگی زیباییهای صورت جوانان نگاه کنم و از آنها لذت ببرم.
هوش مصنوعی: پیری از دلم خاطرات عشق و زیباییها را بیرون برد و به یاد آن موهای مشکی و معطلکننده، فریاد زدم که این حس و حال از دل سوختهام برمیخیزد.
هوش مصنوعی: اگر چه بارها تجربه تلخ را پشت سر گذاشتهای، باز هم یک بار دیگر باید از دل خود غم را بیرون بریزی، حتی اگر این درد و رنج مانند نیش زهرآگین باشد.
هوش مصنوعی: وقتی که طعم خوش شکر بر لبان ما نشسته بود، ما را از نعمت نان جو خود بازداشت.
هوش مصنوعی: این گل نشان خوبی از بزرگان است که در سایه دوستی با مردمان درویش و فقیر به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: ما از فقر عبور کردیم و به ثروت و کامیابی دست نیافتیم. انتظار ما از داشتن آنچه کم است، بیشتر از این است که میخواهیم.
هوش مصنوعی: مشکلی پیش آمد که من برای کمک به خسرو مجبور شدم سر خود را به خطر بیندازم و از ناراحتی درویش برآشفت.
هوش مصنوعی: چشمان آن دل به شدت دلسرد شدهاند؛ درست مانند سنگی که بیفایده به سوی واعظ پرتاب میشود. ستمگری که از راهی نادرست برخاسته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یغمای تو دستی به کم و بیش برآورد
تاراج تو دلق از بر درویش برآورد
عشق تو شک انداخت به هفتاد و دو ملت
حقیت آیین خود از کیش برآورد
حسن تو به قید دو جهان سلسله افراشت
[...]
عشق تو که صد برهمن از کیش برآورد
آتش شد و دودم ز دل ریش برآورد
جا در دل تأثیر کند تا لب سوفار
هر ناوک آهی که دل از کیش برآورد
غم یار غریبی ست که دور از وطنان را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.