حبذا زور جنون، مغلوب زنجیرم نکرد
مرحبا سیل فنا، ممنون تعمیرم نکرد
همچو دندانی که افتد در جوانیها مرا
برنیامد از دهان حرفی که دلگیرم نکرد
خلق را از بس مزور دیده ام در حیرتم
کز چه بود آیا که مادر آب در شیرم نکرد
بسکه جز من کسی نمی بیند ز زشتی روی من
هیچ نقاشی بجز آیینه تصویرم نکرد
من کیم؟دیوانه یی سرمست کز زور جنون
هیچ کس جز حلقه اطفال زنجیرم نکرد
آرزوی خلوتی هرگز در آن صورت نبست
هیچ جا چون خانه آیینه دلگیرم نکرد
شهر پاکان را، ندیدم زیرپا مانند سیل
پیری از کوه جوانی تا سرازیرم نکرد
خوان دنیا در خورند اشتهای حرص نیست
جز قناعت نعمتی واعظ از آن سیرم نکرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وضعیت بغرنج و دردناک خود اشاره میکند. او از قدرت جنون و ناتوانی خود در برابر آن شکایت دارد و احساس میکند که زندگیاش تحت تأثیر زنجیرهایی از خواهشها و آرزوهای ناچیز گرفتار شده است. شاعر میگوید که مانند دندانی افتاده در جوانی، نتوانسته است هیچ کلمهای بگوید که او را غمگین نکند. او به فریبکاری مردم اشاره میکند و این که هیچ کس زیباییهای او را نمیبیند و فقط آینه میتواند تصویرش را نشان دهد. در نهایت، شاعر به آرزوهای خود برای داشتن خلوت و آرامش اشاره میکند و میگوید که در این دنیای پوچ، هیچ چیز جز قناعت نمیتواند او را راضی کند.
هوش مصنوعی: عشق دیوانگی بسیار خوب است، اما زنجیر بندگی نتوانست مرا تحت سلطه خود درآورد. خوش آمدی ای طوفان نابودی، که مرا نجات ندادی.
هوش مصنوعی: هرگز از دهانم کلمهای خارج نشد که باعث ناراحتی یا دلگیریام شود، مانند دندانی که در دوران جوانی میافتد.
هوش مصنوعی: از بس که افراد دور و برم را به تهدید و نیرنگ دیدهام، متعجبم که آیا چه چیزی باعث شد که مادر، من را در آب و شیر، پاک و بیغش پرورش ندهد.
هوش مصنوعی: به خاطر چهره زشت من، هیچ نقاشی جز آیینه نتوانسته تصویر مرا به درستی نشان دهد، زیرا هیچ کس جز من نمیتواند این زشتی را ببیند.
هوش مصنوعی: من کیستم؟ دیوانهای سرمست که به خاطر شدت جنونم هیچکس جز بچهها قادر نیست مرا مهار کند.
هوش مصنوعی: هرگز در هیچ جایی به اندازهی خانهام که آینهای از دلگیریم است، آرزوی تنهایی و آرامش را حس نکردهام.
هوش مصنوعی: من هرگز شهری پر از افراد نیکوکار را ندیدم که زیر پا بماند، مانند سیلی که از کوه پایین میآید و جوانی را به پایین میکشاند.
هوش مصنوعی: دنیا مانند میزی است که مردم برای خوردن به آن میآیند، اما حرص و طمع باعث نمیشود که کسی سیر شود. تنها با قناعت و رضایت از آنچه داریم، میتوانیم از نعمتها بهرهمند شویم. من از نصیحتها و وعظهای دیگران در این باره خسته شدم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.