گلی تو، گل! نظر اما نمیتوانم کرد
ملی، دماغ تر اما نمیتوانم کرد
کنم بآتش فریاد، کوه را سیلاب
دل ترا خبر اما نمیتوانم کرد
ضرور گشته ز خود رفتنی مرا ز غمش
ز کوی او سفر اما نمیتوانم کرد
عجب بلای سیاهی است زلف پر شکنش
از این بلا حذر اما نمیتوانم کرد
هزار معنی نازک ز هیچ میسازم
سخن از آن کمر اما نمیتوانم کرد
نظر بهر که کنم جلوه گاه جانانست
بغیر او نظر اما نمیتوانم کرد
نظر به غیر گرفتم کنم، نگاه ز شرم
بروی کس، دگر اما نمیتوانم کرد
اگر به دامن پاک رخش نگاه کنم
باین دو چشم تر اما نمیتوانم کرد
چه سود خاک شدم گر به راه وعده او؟
ز دست او به سر اما نمیتوانم کرد
توانم از همه کس بهر خاطر تو گذشت
ز خاطرت گذر اما نمیتوانم کرد
پرم چو غنچه، ز اشک و، ز تاب آن گل رو
رخی بگریه تر اما نمی توانم کرد
خیال سرو تو خواهد بلند پروازی
به این شکسته پر اما نمی توانم کرد
تلاش شور من از بهر سنگ طفلانست
تلاش سیم و زر اما نمیتوانم کرد
گرفتم اینکه توانم تلاش روزی کرد
بیاری هنر اما نمیتوانم کرد
ز ناز گفت که یک چشم صبر کن ز رخم
به چشم، این قدر اما نمیتوانم کرد
گرفتم اینکه کنم سیر گلشن رویش
غمش ز دل بدر اما نمیتوانم کرد
تو جمله دلبری و، من تمام دل شده ام
بدادنش جگر اما نمیتوانم کرد
سر از محیط عدم بر زدم بسان حباب
زخویش سر بدر اما نمیتوانم کرد
چو سنگ ز آتش من گشته خانه ها روشن
چراغ خویش بر اما نمیتوانم کرد
سراغ کعبه مقصود کرده ام واعظ
سراغ همسفر اما نمیتوانم کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عواطف و احساسات عاشقانه شاعر است که در آن به زیباییها و جذابیتهای معشوق اشاره میکند. شاعر از محدودیتهای خود در ابراز عشق و احساسات میگوید و بیان میکند که با وجود اشتیاق و آرزوهای فراوان، برخی از کارها را نمیتواند انجام دهد. او به درد و رنجی که عشق به معشوق برایش به همراه دارد اشاره کرده و تاکید میکند که نمیتواند از عشق و خیال معشوق فرار کند. شاعر همچنین به تلاشهای خود برای رسیدن به معشوق و غمهایی که در این راه متحمل شده، پرداخته و به زیبایی و نازکطبعی معشوق اشاره میکند. در نهایت، او نشان میدهد که با وجود همه مشکلات، عشقش به معشوق پابرجا و محکم است.
هوش مصنوعی: تو مانند گل هستی، اما نمیتوانم به تو نگاه کنم. بوی شیرین تو به پاهایم میرسد، اما نمیتوانم به آن نزدیک شوم.
هوش مصنوعی: من فریاد میزنم تا به آتش بیفتم، اما دل من مثل سیلابی است که کوهها را تحت تأثیر قرار میدهد. با این حال، نمیتوانم تو را از احوال خود باخبر کنم.
هوش مصنوعی: من مجبور شدم که از خودم و دلم برای او بگذرم، اما با این حال نمیتوانم برای سفر به دیار او هیچ کاری انجام دهم.
هوش مصنوعی: زلفی که بسیار چیندار و مشکي است، مشکلات و دردسرهای زیادی دارد. میدانم که باید از این دردسرها دوری کنم، اما نمیتوانم از آن چشم بپوشم و خود را کنار بکشم.
هوش مصنوعی: من از هیچ، هزاران معنی ظریف میآفریزم، اما نمیتوانم به آن کمر اشاره کنم.
هوش مصنوعی: هر نظری که میکنم، به حقیقت جلوهگاه معشوقم است و بدون او نمیتوانم به چیزی نگاه کنم.
هوش مصنوعی: به دیگران نگاه میکنم، اما از روی شرم نمیتوانم به کسی دیگری نگاه کنم.
هوش مصنوعی: هرگاه به دامن پاک او نگاه کنم، با چشمان اشکآلود، اما نمیتوانم این کار را انجام دهم.
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که به خاک و فراموشی بروم اگر به وعده او نرسم؟ اما از دست او هم نمیتوانم بهراحتی عبور کنم.
هوش مصنوعی: من میتوانم به خاطر تو از همه چیز بگذرم و حتی خاطرات خود را فراموش کنم، اما نمیتوانم این احساس را که دارم نادیده بگیرم.
هوش مصنوعی: من مثل غنچهای پر از اشک و نازکتابم، اما نمیتوانم احساساتم را ابراز کنم و چهرهام همچنان در حال گریه است.
هوش مصنوعی: تصور زیبایی تو من را به آسمانها میبرد، اما با این حال، نمیتوانم به این آرزو دست یابم.
هوش مصنوعی: تلاش و آرزوی من برای بهبود وضعیت کودکان است، اما با وجود اینکه میخواهم ثروت زیادی به دست آورم، نمیتوانم به این هدف برسم.
هوش مصنوعی: متوجه شدم که میتوانم روزی با تلاش و هنرمندانه عمل کنم، اما در حال حاضر این امکان برایم وجود ندارد.
هوش مصنوعی: او به ناز گفت که فقط برای یک لحظه صبر کن، اما از دیدن چهرهام دلش نمیآید و نمیتواند بیشتر از این تحمل کند.
هوش مصنوعی: من تصمیم گرفتم که از زیباییهای گلشن او لذت ببرم و غم او را از دل بزنم، اما متوجه شدم که این کار برایم ممکن نیست.
هوش مصنوعی: تو تمام زیباییها را در خود داری و من به خاطر عشق به تو، تمام وجودم را به تو تقدیم کردم، ولی نمیتوانم آنچه را که میخواهم انجام دهم.
هوش مصنوعی: من از بینهایت بیرون آمدم، مانند حبابی که از آب سر برمیآورد، اما نمیتوانم به تنهایی از خودم جدا شوم.
هوش مصنوعی: من همچون سنگی شدهام که از آتش، خانهها را روشن میکند، اما نمیتوانم چراغ خودم را روشن کنم.
هوش مصنوعی: من به دنبال کعبه و هدف اصلیام هستم، ولی وعظ و پند تو نمیتواند مرا به مقصد برساند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.