کدام روز آن، نگار بدخو، بجنگ دلها، کمر نبندد
ز غمزه تیغ و، ز عشوه خنجر،ز چین ابرو، سپر نبندد
ببر پیامی، اگر توانی، بآن جفاجو، ز جانب ما
که از مروت سخن نگوید،به خویش تهمت، دگر نبندد
شب جدایی، دل چو سنگش توان خراشید، به ناخن غم
هجوم دردش، ز عقده دل، ره فغان را، اگر نبندد
به آن گل رو، به آن خم مو، به سوی گلشن، اگر خرامی
گیا ز حیرت، ز جانخیزد، شکوفه دیگر، ثمر نبندد
ز هر رگ جان، که سوزد از عشق، نمیتواند فغان نخیزد
که شمع هرگز، برشته خود، ز جلوه پای شرر نبندد
ز درد عشقش، ز بسکه با خود شکستگیها به خاک بردم
گذار موری، بر استخوانم، اگر بیفتد، کمر نبندد
دگر نبیند، قرار و آرام، کسی که آویخت، دلش به مویی
بگو به واعظ، ز جانب ما، که دل به موی، کمر نبندد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره درد و رنج عشق و جدایی است. شاعر از موانع و مشکلاتی که ناشی از عشق و دلباختگی است، میگوید و بیان میکند که هرچقدر هم دل دچار عذاب و غم شود، باز هم نمیتواند از این احساسات رهایی یابد. او به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و حسرتی را که از جدایی احساس میشود، ابراز میکند. همچنین، به اندوهی میپردازد که از عشق شکست خورده به دل میآید و تأکید میکند که دل نمیتواند بر این احساسات غلبه پیدا کند. به طور کلی، شاعر به عمق احساسات عاشقانه و دردناک اشاره دارد که هیچ کس نمیتواند آن را نادیده گرفته و از آن فرار کند.
هوش مصنوعی: کدام روز است که آن معشوق بدخوی با نگاهی و حرکتی دلهای عاشقان را هدف قرار ندهد و با لبخند و ناز خود دلها را نشکسته و آسیب نزند؟
هوش مصنوعی: اگر میتوانی، پیامی به آن شخص بیپرهیز برسان و بگو که ما از روی جوانمردی سخن نمیگوییم و اجازه نده که او به خودش دروغ برچسب بزند.
هوش مصنوعی: در شب جدایی، دل انسان به اندازهی یک سنگ سخت میشود و نمیتواند به راحتی احساساتش را بیان کند. غم و درد به او حملهور میشود و اگر فشارهای درونیاش بر او غلبه کند، فریادش را خاموش نخواهد کرد.
هوش مصنوعی: به آن گلی که زیبایی و جوانیات را نشان میدهد، و به موهای خمیدهات که درخشان هستند، برو. اگر به سوی باغ خوشبو و سرسبز بروی، شگفتی و حیرت تو چنان زیاد میشود که گویی گلهای دیگری نیز به دنیا میآیند، ولی دیگر میوهای نخواهد داد.
هوش مصنوعی: هر احساسی که از عشق در دل میسوزد، نمیتواند ساکت بماند و فریاد نزند، چرا که شمع هرگز نمیتواند از تاثیر شعلههای آتش خود دور بماند.
هوش مصنوعی: از شدت درد عشقش، به خاطر شکستهایی که با خودم داشتم، آنقدر غم را تحمل کردهام که اگر مورچهای بر روی استخوانم بیفتد، احساس نخواهم کرد.
هوش مصنوعی: کسی که دلش به چیزی وابسته شده و از آن نمیتواند جدا شود، هرگز آرامش و قرار را نخواهد دید. به واعظ بگو که دل کسی که به موئی آویخته شده، نمیتواند به کمر بندد و از آن جدا شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چنین شنیدم که لطفِ یزدان به رویِ جوینده در نبندد
دری که بگشاید از حقیقت بر اهلِ عرفان دگر نبندد
چنین شنیدم که هر که شبها نظر ز فیضِ سحر نبندد
مَلَک ز کارش گره گشاید؛ فلک به کینش کمر نبندد
دلی که باشد به صبحْ خیزان، عجب نباشد اگر که هر دم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.