بکش تیغ ای ستمگر تا جهانی جان به کف گردد
کمان بردار، تا خورشید نارنج هدف گردد
از آن رو درج دل در دامن این دشت نگشایم
که میترسم گرامیگوهر غمها تلف گردد
به همواری نصیحت بیش در دلها اثر دارد
ز نرمی قطره باران، در گوش صدف گردد
ز فکر این غزل آمد به یادم درگه شاهی
که سنگ از فیض خاک درگهش در نجف گردد
به ظاهر گرچه پروردم، ز خاک درگهش واعظ
دل دیوانهام در بر مجنون جان به کف گردد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ظلم و ستم سخن میگوید و با نگرانی از غمها و دردهای بشری یاد میکند. او از پیگیری عدالت و حقیقت دعوت میکند و به دلایلی چون ترس از شکست عشق و ارزشها، خود را از ابراز عواطف دور نگه میدارد. شاعر همچنین بر اهمیت نصیحت و تأثیر آن بر دلها تأکید میکند و به یاد درگاه سلطانی میافتد که محبت و نیکی از آنجا سرچشمه میگیرد. در نهایت، او به تضاد بین ظاهر و باطن در مناسبات انسانی اشاره میکند و از عشق دیوانهوارش نسبت به معشوق سخن میگوید.
هوش مصنوعی: با قدرت و خشونت عمل کن ای ستمگر، تا همه جهان به خطر بیفتد. یا تیرت را بکش و هدفات را به خورشید نارنجی رنگ قرار بده.
هوش مصنوعی: به همین دلیل دل خود را در آغوش این دشت نمیگذارم، زیرا میترسم که جواهر ارزشمند غمهایم نابود شود.
هوش مصنوعی: نصیحت و حرفهای خوب وقتی به آرامی و نرمخویی بیان شود، در دلها بیشتر تأثیر میگذارد؛ همانطور که قطرههای باران به آرامی باعث شکلگیری مروارید در صدف میشوند.
هوش مصنوعی: به یادم آمد که درگاه پادشاهی وجود دارد که حتی سنگها به برکت خاک آن مکان، در نجف تبدیل به چیزهای ارزشمند میشوند.
هوش مصنوعی: به ظاهر، من خود را از خاک و ریشهای که در آن بزرگ شدم، پرورش دادهام. اما در باطن، وجود من مانند دل دیوانهای است که در برابرم مجنون شده و جانم را در معرض خطر قرار میدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.