زندگی شد همه نابود، پی بود عبث
قدم سعی درین بادیه فرسود عبث
کفن از تار امل بافی ما ماند به ما
در جهان این همه جان کندن ما بود عبث
بسیه چاه لحد، پا چو گذاری، دانی
بوده است این در و دیوار زراندود عبث
جان پی بندگی آمد بتن و، کار نساخت
دامن پاک، به این خاک و گل آلود عبث
شد جوانی و، ندیدیم بجز کلفت از آن
ریخت حلوا و،نخوردیم به جز دود عبث
تا که جستیم غنا، رفت ز کف راحت فقر
ریش کردیم جگر، از پی بهبود عبث
نه درم بر درم افزود ز امساک ترا
داغ بر داغ و الم بر الم افزود عبث
طامع از دردسر حرص نیاسود دمی
صندل آسا بدر خلق جبین سود عبث
تیره جان، زود جدایی کند از روشندل
الفت شعله بود این همه با دود عبث
دل سیه گشت ز اندیشه چرک دنیا
واعظ این زنگ ازین آینه نزدود عبث
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ناامیدی و بیفایده بودن تلاشهای انسانی اشاره دارد. شاعر با بیان اینکه زندگی و تلاشهای ما در نهایت بیهوده است، به مشکلات و دردهای دنیوی اشاره میکند. او از دوگانگیهای زندگی، از قبیل جوانی که بیهدف میگذرد و تلاشهایی که نتیجهای ندارند، سخن میگوید. در نهایت با بیان اینکه دل انسان به خاطر اندیشههای دنیوی تیره میشود، به بیفایده بودن تلاش برای کسب ثروت و راحتی اشاره میکند و هشدار میدهد که واعظان هم نمیتوانند حقیقت را پنهان کنند. کل اثر به نوعی انتقادی به زندگی و تلاشهای ناکام انسان میپردازد.
هوش مصنوعی: زندگی تماماً به ویرانی گرایش پیدا کرده و تلاش برای قدم گذاشتن در این راه بیفایده است؛ هر کوشش در این مسیر فقط به هدر میرود.
هوش مصنوعی: در این جهان، ما با زندگی و تلاشهایمان درگیر هستیم، اما در نهایت تمام زحماتمان بیفایده به نظر میرسد. مانند اینکه زندگیمان با تار و پود آرزوهای بر باد رفته بافته شده است و در نهایت، تنها مرگ را به جا میگذاریم.
هوش مصنوعی: اگر به چاه قبر پا بگذاری، متوجه میشوی که این دیوار و در، که به طلا مزین شدهاند، بیهوده و بیفایده هستند.
هوش مصنوعی: روح انسان به خدمتگزاری و بندگی پروردگار آمده، اما دستهای او نتوانستهاند دامن پاکی را به این خاک و گل آلود برسانند که از کار بیهوده است.
هوش مصنوعی: جوان شدیم اما جز خدمتکار و کلفت چیزی ندیدیم و از آن شیرینی هم جز دود بیهوده حس نکردیم.
هوش مصنوعی: ما به دنبال ثروت و خوشبختی بودیم، اما آرامش و راحتی خود را که در فقر داشتیم از دست دادیم. حالا با سختیهای فقر دست و پنجه نرم میکنیم، ولی تلاشهای ما برای بهبود اوضاع بینتیجه مانده است.
هوش مصنوعی: تنها بر دردها و غصههایم افزوده میشود و از بخیل بودن تو تنها بر درد و اندوهم اضافه میکند، بدون هیچ فایدهای.
هوش مصنوعی: آدم طماع هرگز از دردسر و حرص رهایی نمییابد و مانند صندل (بوی خوش) در میان مردم، فقط به خود نابودی و بیفایده بودن میرسد.
هوش مصنوعی: روح تاریک و غمگین به سرعت از روشنی و روشنایی فاصله میگیرد، عشق به شعلهور بودن شمع در میان دود بیفایده است.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر فکرهای ناخوشایند و خالی دنیا غمگین و پریشان شده است. وعظ و نصیحت تو هیچ تأثیری ندارد و نمیتواند این کدورت و زنگار را از زندگیام بزداید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سفر عمر زیانست و درو سود عبث
حسرت بود چو اندیشة نابود عبث
کس درین مرحله یارب به چه خرسند شود؟
فکر معدوم عبث حسرت موجود عبث
دل ازین دانش بیجا به مرادی نرسید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.