سرت گردم بیا ساقی ز می، پر ساز و ساغر را
به آب خشک پر کن از کرم، آن آتش تر را
چنانم مست کن، از باده امروز از خم وحدت
که شور مستیم از سر برد سودای محشر را
از آن می ده که قنبر خورد و شد دیوانه و شیدا
از آن می ده که زد آتش به جان، سلمان و بوذر را
از آن می ده که بزداید ز لوح سینه زنگ غم
از ان می ده که افزاید به سر، سودای حیدر را
امیر المؤمنین، یعسوب دین، عین اله ناظر
که دست قدرتش برکند از جا درب خیبر را
دو بود و چار شد از ضرب دستش راکب و مرکب
چوز دبر فرق مرحب، از غضب تیغ دو پیکر را
از آن رو نام او مشهور در آفاق شد حیدر
که در طفلی درید از یک دگر، در مهداژد را
به مردی زد به میدان چون قدم، در غزوهٔ خندق
برید از خنجر بران، سر از تن عمر کافر را
ز کف شد زهرهٔ پرخاش جویان در صف هیجا
کشیدی از جگر، چون نعرهٔ الله اکبر را
شبی که مصطفی از مکه سوی غار بیرون شد
فدایی وار خفت از شوق، در بستر پیمبر را
بود زهرای اطهر طاق چون در عصمت و خفت
به امر حق علی شد جفت آن پاکیزه گوهر را
شفاعت می تواند کرد یکسر، دوستانش را
اشارت گر کند در روز رستاخیز، قنبر را
زبان «ترکی» از مدح و ثنایش بود چون الکن
قلم را سر شکست و بر درید اوراق دفتر را
شها با این همه جاه و، جلال و، شوکت و، قدرت
که از یک حمله درهم می شکستی پشت لشگر را
کجا بودی به دشت کربلا در روز عاشورا
که تا بینی عیان، هنگامهٔ صحرای محشر را
نبودی تا ببینی بر زمین جسم حسینت را
به روی سینه اش بنشسته خصم شوم کافر را
کجا بودی که بینی بر سنان سرهای بی تن را
کجا بودی که بینی بر زمین تن های بی سر را
کجا بودی کنار دجله بینی با لب عطشان
جدا از تن دو دست عباس دلاور را
کجا بودی که ببینی خیمه گاه اهل بیتت را
زدند آتش که دودش خیره کرد این چرخ اخضر را
کجا بودی که هر دم بشنوی افغان لیلا را
به خون آغشته بینی سنبل گیسوی اکبر را
کجا بودی که تا بینی اسیر فرقهٔ کافر
زنان داغ دیده، طفل های ناز پرور را
سر از خاک نجف بیرون کن و بنگربه دشت خون
جفای ابن سعد و، خولی و،شمر ستمگر را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به مدح علی بن ابیطالب (علیهالسلام) و یادآوری فضا و وقایع عاشورا اشاره دارد. شاعر با درخواست از ساقی برای نوشاندن شراب معرفت و محبت میطلبد که مستی و شور و حال روز محشر را به او بدهد. او به ویژگیهای علی (ع) و قهرمانیهایش در میدان جنگ، از جمله غزوه خندق و فتح خیبر اشاره میکند و از شجاعت و مردانگیاش یاد میکند. همچنین به وقایع عاشورا و مصیبتهای اهل بیت امام حسین (ع) اشاره کرده و از دوری علی از آن واقعه و رنجهایی که بر اهل بیت او رفته یادآور میشود. در نهایت، شاعر از علی (ع) میخواهد که به وضعیت خیمهگاه و مظلومیت اهل بیتش نگاه کند و وضعیت دلخراش کربلا و ظلم دشمنان را درک کند.
هوش مصنوعی: عزیزم، بیا و برای ما نوشیدنی بیاور. جامها و پیمانهها را با آب نریز و از مهربانیات به ما شراب برسان تا آتش درونمان را خاموش کنی.
هوش مصنوعی: مرا آنچنان سرمست کن که با شراب امروز و از جام وحدت، حالتی به من بده که در اثر مستی، تمام دغدغهها و افکار مربوط به قیامت از سرم برود.
هوش مصنوعی: از آن نوشیدنی بده که قنبر (یار علی) به خاطر آن دیوانه و شیدا شد و از آن نوشیدنی بده که سلمان و بوذر به خاطرش آتش در جانشان افروخته شد.
هوش مصنوعی: به او بگو همانطور که از دل پاک غم و اندوه را میزاید، به ما هم یاری کند تا عشق و شور حیدر (امیرالمؤمنین علی) را در دلهایمان افزون کند.
هوش مصنوعی: امیر مؤمنان، که پیشوای دین است و نظارهگر توحید الهی، با قدرت خود دربی را از ریشه درآورد و به جای خود برنگرداند.
هوش مصنوعی: با یک ضربه دست، دو چیز به چهار تبدیل شد؛ مانند اینکه راکب و مرکب از هم جدا شدند. وقتی که به فرق دشمن (مرحب) ضربه زد، به خاطر خشم، شمشیر دو لبهاش را به کار گرفت.
هوش مصنوعی: از آنجا که نام او در دنیا معروف شد، حیدر به خاطر این است که در کودکی توانست از یکدیگر جدا شود و زاده شده است.
هوش مصنوعی: در میدان جنگ، با قدرت و شجاعت به جلو رفت و در هنگام غزوهٔ خندق، با شمشیر تیز خود، سر عمر کافر را از تنش جدا کرد.
هوش مصنوعی: زهرهٔ کسانی که پرخاشگری میکنند از دست رفت و در میان صف هیجان، صدای نعرهٔ الله اکبر را از دل برکشیدی.
هوش مصنوعی: شبی که پیامبر از مکه به سمت غار حرکت کرد، کسی با عشق و فداکاری در خواب بر بستر او استراحت کرد.
هوش مصنوعی: فاطمه، دختر پاک و مقدس، مانند طاقی بود که در حالت عصمت و آرامش خود، به خواست خداوند، همسر علی گشت؛ آن جوهر بینظیر و پاک را.
هوش مصنوعی: در روز رستاخیز، شفاعت میتواند دوستان را به سمت نیکی و هدایت هدایت کند، همانطور که شخصی به نام قنبر نیز در این زمینه میتواند کمک کند.
هوش مصنوعی: زبان ترکی به خاطر ستایش و تعریفش مانند فردی که لال شده، قلم را شکست و کاغذهای دفتر را پاره کرد.
هوش مصنوعی: ای شاه بزرگ، با این همه عظمت و قدرتی که داری، میتوانی به راحتی با یک حمله، سپاه دشمن را در هم بشکنی.
هوش مصنوعی: کجا بودی در دشت کربلا در روز عاشورا، زمانی که میتوانستی به وضوح سر و صدای روز قیامت را ببینی؟
هوش مصنوعی: اگر تو نبودى، نمىدیدى که چگونه جسم حسینت بر زمین افتاده و دشمن کافر بر سینهاش نشسته است.
هوش مصنوعی: کجا بودی که ببینی بر تیغ شمشیر، سرهایی که بدن ندارند و کجا بودی که ببینی بر زمین، بدنهایی که سر ندارند؟
هوش مصنوعی: کجا بودی در کنار رود دجله، که با لب عطشان و جدا از بدن، دو دست عباس دلاور را ببینی؟
هوش مصنوعی: کجا بودی که ببینی خیمهگاه خانوادهات را آتش زدند و دودش چرخ سبز آسمان را پر کرده؟
هوش مصنوعی: کجا بودی که هر لحظه صدای نالههای لیلا را نشنیدی و نمیدیدی که گلهای سنبل گیسوی اکبر به خون آلوده شدهاند؟
هوش مصنوعی: کجا بودی که حالا ببینی که زنان داغدیده و رنج کشیده، چطور بچههای معصوم و نازپروردهشان را اسیر کردهاند؟
هوش مصنوعی: سر خود را از خاک نجف بیرون بیاور و به دشت نگاه کن که چگونه ظلم و ستم ابن سعد و خولی و شمر به انسانها رفته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
می حمرا بشادی خور و زو کن روی را حمرا
که صفرای رخ من بس نباید روی تو صفرا
چنان در چشم دل بنشست تاب قهرت ایشان را
که آتش در دل آهن که آهن در دل خارا
خطابی با فلک کردم که از تیغ جفا کشتی
شهان عالم آرا و جوانمردان برمک را
زمام حل و عقد خود نهادی در کف قومی
که از روی خرد باشد بر ایشان صد شرف سگ را
نهان در گوش جانم گفت فارغ باش و خوش بنشین
[...]
بیا در بحر و دریا شو رها کن این من و ما را
که تا دریا نگردی تو ندانی عین دریا را
اگر موجت از آن دریا درین صحرا کشد روزی
چنانت غرقه گرداند که ناری یاد از صحرا
اگر امواج دریا را بجز دریا نمی بینی
[...]
نیاز از ناز به سازد در این ره کاسب جنگی را
بود بر گستوان بهتر بروز جنگ از هرا
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.