ناله همان به که ز دل سر کنم
گوش فلک را ز فغان کر کنم!
طفل دبستان جنونم کنون
نسخه دیوان غم از بر کنم
دهر شود صفحه نیستان قلم
تا غم عشاق به دفتر کنم!
دم به دم از شوق چو مینای می
سجده تعظیم به ساغر کنم
رشحه ابر کرمش این بود
جبهه خود را ز عرق تر کنم!
نیست دگر بدرقهای جز امید
در ره این بادیه رهبر کنم
میرسدم رتبه اورنگ غم
خاک کف پای تو افسر کنم
بر ورق شرح پریشانیام
زلف تو را رشته مستر کنم
به که به باغ از قد چون سرو تو
ترک تماشای صنوبر کنم
بر رخ نبض رگ گل همچو مهر
سایه مژگان تو نشتر کنم
کردی تو یک جلوه درین چشم باز
رقص ز شادی چو کبوتر کنم!
سایهصفت سوی تو ز افتادگی
پای ندارم قدم از سر کنم!
باد به شمشیر تو خونم حلال
گر سر مو حرمت این سر کنم!
از هنر صیرفی نطق خویش
حلقه به گوش سخن از زر کنم!
طغرل مخمور می بیدلم
باده ندارم که به ساغر کنم!


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از نالههایی سخن میگوید که از دل برمیخیزد و گوش آسمان را از فغان پر میکند. او خود را همچون کودکی در دبستان جنون توصیف میکند که تنها راهش به دست آوردن نسخهای از غم عشق است. دهر را به عنوان صفحهای از نیستان ارزیابی میکند که نشانگر غم عاشقان است و از شوق بسیار، سجده به ساغر میکند. گزارشاتی از زیبایی معشوق خود را در ذهن ترسیم میکند و میگوید که امید، تنها بدرقهاش در این بیابان است. او به توصیف زلف و چهره معشوق پرداخته و از افتادگی خود در برابر او مینویسد، با امید به وصال و از سر گذشتن از مشکلات. در پایان، اشاره به حال خود دارد و میگوید که دیگر بادهای برای نوشیدن ندارد و همچنان در عشق غرق مانده است.
هوش مصنوعی: بهتر است که با صدای دلنشین نالهای سر دهم تا گوش آسمان را با فریاد خود کر کنم!
هوش مصنوعی: کودک دبستان، اکنون دیوان غم را از حفظ میخواند و برمیگرداند.
هوش مصنوعی: زندگی همچون یک کتاب است و من میخواهم صفحهاش را به عشق و غم عاشقان اختصاص دهم.
هوش مصنوعی: هر لحظه از شوق، مثل مینای خوشحال، برای نوشیدن شراب، به احترام جام سر به زیر میگذارم.
هوش مصنوعی: بارش رحمت الهی باعث شد که من جبههام را از عرق خیس کنم!
هوش مصنوعی: تنها چیزی که در این مسیر سخت میتواند همراه من باشد، امید است و من به این امید ادامه میدهم.
هوش مصنوعی: به جایی میرسم که به خاطر غم فراق تو، خاک پای تو را مانند مرکب و زینتی برای خودم میسازم.
هوش مصنوعی: در نوشتهام از شوق و درد دل و پریشانیام، موهای تو را به گونهای توصیف میکنم که گویی در حال بافتن و گره زدن آنها هستم.
هوش مصنوعی: بهتر است که از تماشای درخت صنوبر صرفنظر کنم و به باغی بروم که قد و قامت تو مانند سرو زیباست.
هوش مصنوعی: بر روی گلبرگها، همچون مهر تابان، با سایه مژگان تو، دلم را چنان میزنم که گویی میخواهم زخم بزنم.
هوش مصنوعی: تو با نمایشی که در چشمانم کردی، از شادی مانند کبوتر رقص میکنم!
هوش مصنوعی: به خاطر احترامی که برای تو قائل هستم، نمیتوانم به سمت تو بیاحترامی کنم یا گامی در خلاف این احساس بردارم.
هوش مصنوعی: اگر باد به شمشیر تو اجازه دهد که خونم را بریزد، من برای حرمت موهایم سرفرود میآورم.
هوش مصنوعی: من با هنر بیان خود مثل یک کارگر طلا، کلمات را با دقت و زیبایی میسازم و به گوش دیگران میرسانم.
هوش مصنوعی: طغرل مست را میبینم و خودم هم شراب ندارم که در جام بریزم!
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
باده ندارم که به ساغرکنم
گریه کنم تا مژهای تر کنم
همین شعر » بیت ۱۵
طغرل مخمور می بیدلم
باده ندارم که به ساغر کنم!
باده ندارم که به ساغرکنم
گریه کنم تا مژهای تر کنم
کو تب شوقی که دم واپسین
آینه را آبله بستر کنم
صف شکن ناز تواناییام
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.