گنجور

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی
عطار

از عشق فرو گرفتهای پیش و پسم

تا در غم عشق، راه نبود به کسم

تا در همه عمر دیدهام یک نفست

عمری است که سرگشتهٔ آن یک نفسم

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
ظهیری سمرقندی

اذا رایت نیوب اللیث بارزه

فلا تظنن ان اللیث مبتسم

هم بگذرد این عنا و رنج و هوسم

روزی به مکافات تو آخر برسم

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ظهیری سمرقندی
اوحدالدین کرمانی

بگذر زمکان و کون عالم به طلسم

وز هستی لامکان تصوّر کن قسم

چون می شاید گذشتن از جوهر و جسم

قانع مشو از معرفت ذات به اسم

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از اوحدالدین کرمانی
اهلی شیرازی

فریاد که مردم و نگویی چه کسم

فریاد که جز تو نیست فریاد رسم

دلتنگم از آن نمیزنم پیش تو دم

کز تنگدلی برون نیاید نفسم

طالب آملی

من ناکس مطلقم مپندار کسم

در دامن گل نشسته‌ام لیک خسم

نی رنگ خوشی دارم و نه صوت خوشی

پروازم ده که چشم زخم قفسم

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه