(طالب) منم که حاصل انشای نظم و نثر
تفسیر آیتی است ز دیوان کاملم
آن شاعرم که در رقم افشانی خیال
مغز خرد فرو چکد از خامهٔ دلم
و آن عارفم که درحرم افروزی ضمیر
مژگان چشم عقل بود شمع محفلم
صد ترکتاز داغ جنون طی شد و هنوز
در مغز میطپد خرد نیم بسملم
خود را مقابلی نشناسم مگر بفرض
هم شخص من در آینه باشد مقابلم
سازد حمایل مه و خورشید اگر دهند
تعویذ گونهئی بفلک زین هیاکلم
برمن کنون که حکمت یونان مسلم است
خندد بالا تسلم اعدا دلایلم
شعرم ندشعر بل همگی وحی معنویست
کز اوج عرش تافته تا مرکز دلم
ازبس رطوبت سخنم دردم سواد
شاید که خامه سبز شود در اناملم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.