بخلوت گاهی آندلبر نباشد
که چشمم حلقه سان بردر نباشد
تنم بر تیغ سر به دشنه پهلو
اگر بالین اگر بستر نباشد
ندارد شاخسار طالعم برگ
چو آن نخلی که او را بر نباشد
ندیدم در همه آفاق مردی
که دستارش کم از معجر نباشد
هر آن تن را که دیدم بود مشتاق
که افسر باشدش گر سر نباشد
بجان در زن بیاد عشق «طالب»
هر آتش را که خاکستر نباشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.