رفت آنچنان که گرد رکابش کسی ندید
وز همرهان بغیر شتابش کسی ندید
دردا که شد نصیب لب جرعه نوش ما
خونابهئی که دود کبابش کسی ندید
ای اهل درد مژده که عیش از میان ما
غایب شد آنچنان که بخوابش کسی ندید
چشمم چمن چمن گل نظاره چید دوش
از چهرهئی که غیر نقابش کسی ندید
تا سایه از خط تو نزد غوطه در شراب
مژگان بکرد چشم حبابش کسی ندید
گلزار عیش وقف صبا گشت حاصلش
رنگ گل و نسیم گلابش کسی ندید
دیدند اهل دل همه را مست خواب ناز
خواب منست آنکه بخوابش کسی ندید
خاموشیم ز غایت خامیست ورنه عشق
فارغ ز ناله مرغ کبابش کسی ندید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.