بیغم دلی که با او درد طلب نباشد
گریان بروز نبود نالان بشب نباشد
این یار آشنا رو در کشور دل ما
بیگانه مینماید شخص طرب نباشد
ما پیرو خیالیم بر آستانهٔ دوست
بوس نهانی ما محتاج لب نباشد
مارا نفس بگرمی باشعله همعنا نست
تبخالهٔ لب ما مخصوص تب نباشد
ما از دیار مهریم نشنیده نام کینه
مهتاب کشور ما خصم قصب نباشد
گستاخئی اگر رفت معذوردار «طالب»
دیوانه مشربان را حسن ادب نباشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.