طرازد چاک بر دامان جان درد
شکست آرد بمغز استخوان درد
برون زاقلیم این جان غم اندوز
نبیند خویشتن را شادمان درد
محبت نام گیتی را محیطی است
کران تا سینه درمان درمیان درد
زدیرین محرمان گفتی که برجاست
فلان زخم و فلان داغ و فلان درد
مرا دلتنگ در آغوش دردیست
که بوسد خون درمان خاک آن درد
دوای خضر و درمان مسیحا
بمنت شان نمی ارزد همان درد
بجوشن درشو ای گردون که بنهاد
خدنگ آه «طالب» در کمان درد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.