آ نم که مهر و مه ز چراغم فشردهاند
صبح از تبسم گل باغم فشردهاند
مستان ذوق گریه بسا اشک آفتاب
کز پردههای دیده و داغم فشردهاند
خون اثر که زینت منقار بلبل است
از ناخن ترنم زاغم فشردهاند
انگیز نیم رشحهٔ فیضم بمغز نیست
گوئی بدست شعله دماغم فشردهاند
«طالب» غمین مباش که خورشید ریزههاست
این قطرهها که نذر ایاغم فشردهاند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.