از طاق دل فتاده هوا و هوس مرا
اکنون چهگل بچشم تمنا چه خس مرا
با این تجرد او بمثل مست بیندم
کو جیب و آستین که بگیرد عسس مرا
محمل برقص آورم ارنیست باورت
بر پای ناقه بند بجای جرس مرا
مقراض شعله آفت پرواز من بس است
پروانهام چه داد و ستد با قفس مرا
لطفی است باوجود عدم را وگر نه من
آن جنس نیستم که دهد کس بهکس مرا
عاجز نیم چنانکه غم ار میهمان شود
بریک دو لخت دل نبود دسترس مرا
در دامن نفس زدهام چون نسیم دست
شاید بگلشن تو رساند نفس مرا
چون پشهام ز بسکه سبکروح گشتهام
بیم است بر هوا برباید مگس مرا
آن جنس کاسدم که بهرکس دهی بمفت
قیمت بسر نهاده دهد باز پس مرا
انگشتم آشنا نشود جز بحرف عشق
طفل محبتم الف سینه بس مرا
«طالب» سگ قلادهٔ مهر و محبتم
یعنی چه احتیاج بطوق و مرس مرا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.