ایخوش آن دل که هم آغوش جراحت باشد
دوستدار الم و دشمن لذت باشد
سایه بر تارک ارباب محبت فکند
هر نهالی که برآوردهٔ حسرت باشد
هر شرابی که در او تلخی دردی نبود
عقل را نشأهٔ آن مستی غفلت باشد
مرد را وقت فرود آمدن تیغ بفرق
چین فکندن به جبین ننگ شهادت باشد
بدرستی نیم از شیشهٔ گردون ایمن
که اگر بشکنمش بیم جراحت باشد
میتوان سوخت بیک ناله جهانی «طالب»
لیک در مذهب ما ننگ مروت باشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.