گهی که چشم تو آرایش خمار کند
کنار جیب نگه را کرشمهزار کند
تمامجوش گل و موجلالهامایاشگ
ترشحی که گلستان ما بهار کند
نمکفشان دل باغبان سیه بختی است
که زیبدامنوجیب از گل مزار کند
کرشمه تا نرسد نیشتر فشان از پی
گمان مبر که نگاهی دل فکار کند
همیشه ناخن کبکش خلد بسینهٔ باز
کسیکه در حرم عجز ما شکار کند
بعزم دل مرو از ره کهمرداناینمیدان
غزای تیغ بانگشت زینهار کند
خمار مستی « طالب » ز بی شرابیهاست
وگر نه کیست که هشیاری اختیار کند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.