دل ضعیف مرا آفت شکیبائیست
الف قدی که چو آهم تمام رعنائیست
ره جنون نگذارم به بند و پیوندی
کلاه عقل نپوشد سری که سودائیست
چه سود جامهٔ ناموس در برم هیهات
که داغ عشق بدستم چراغ رسوائیست
مگر به آب حیات لب تو کرده نظر
که خضر چشم مرا آرزوی سقائیست
ز پافتادهٔ تأثیر جلوه میداند
که دون مرتبهٔ قامت تو رعنائیست
هلاک جلوه آهم که تا کشیده نهال
شبیه نخل قدی در بلند بالائیست
مکن تفاخر از احیای خلق ای عیسی
که زنده کردن نام و فام مسیحائیست
بدین دماغ که خون خشک میتراود ازو
مرا کجا سرو پروای مجلسآرائیست
بهار و جوش گل آنگاه منع میزاهد
زبان بگز که نه هنگام توبه فرمائیست
تلاش نام مکن گر ز اهل ناموسی
که شهرت ار همه در عصمت است رسوائیست
دوا پذیر مدان درد عشق را «طالب»
مکن قبول کسی گوید ار شکیبائیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.