دل ز غم درگرفت و آه بسوخت
سر ز میگرم شد کلاه بسوخت
سوی آن رخ پرید مرغ نگاه
پر و بالش به نیم راه بسوخت
آفتاب رخش گشود نقاب
پردهٔ مشتری و ماه بسوخت
لمعه زد حسن باز دل بگداخت
برق خندان شد و گیاه بسوخت
شعلهٔ زد علم بدیده ز دل
اشک بریان شد و نگاه بسوخت
نسبت روی آتشین عرقم
کهربارا چو برگ کاه بسوخت
تکیه برسنگ خاره زد «طالب»
ز آتش عشق تکیهگاه بسوخت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.