من آن نیم که شکست آورم بکار کسی
بخاک ره فکنم نقد اعتبار کسی
بروزگار چه کارم فتاد دانستم
که غیر یار نیاید کسی بکار کسی
مروتی طمع از دوستان بود ورنی
نداشتست کسی شمع برمزار کسی
شکست خلق نجویم بغایتی که اگر
می صبوح شوم نشکنم خمار کسی
کمند مهر ترا دید وصید شد «طالب»
وگر نه وحشی ما کی شدی شکار کسی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.