نه همین زآتش عشقت دل ما میسوزد
هرکه را هست دلی، سوخته یا میسوزد
خاک این بادیه بین کز قدم گرمروان
بس که گرم است در او پای صبا میسوزد
آتش ناله ما بس که جهان را افروخت
هرکه را مینگری زآتش ما میسوزد
محفل امشب ز فروغ رخ ساقی گرم است
گل جدا، باده جدا، شمع جدا میسوزد
خضر اگر غوطه به سرچشمه حیوان دهدم
بس که دلسوختهام آب بقا میسوزد
سایه داغ جنون تا به سرم افتادست
گر کند سایه به من بال هما میسوزد
گشته با غیر چرا گرم سخن یار، طبیب
گرنه از آتش می شرم و حیا میسوزد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و سوزش دلها است. شاعر به عواطف و ناراحتیهایی که ناشی از عشق و درد دل است اشاره میکند و میگوید که هرکس دل سوختهای دارد، در آتش عشق میسوزد. او به گرمی و حرارت در این بادیه اشاره میکند و نشان میدهد که عشق و نالههای ناشی از آن، بر دلهای مردم اثر میگذارد. محفل شب به خاطر زیبایی و جذبهی ساقی گرم است و این عشق و سوزش غمانگیز همه جا را فراگرفته است. همچنین، شاعر از جنون و سایههای ناشی از عشق سخن میگوید که باعث سوزش دلش شده است و به تبعات این احساسات اشاره میکند. در کل، شعر به بیان شدت احساسات و تاثیری که عشق بر روح و زندگی افراد میگذارد، میپردازد.
هوش مصنوعی: آتش عشق تو تنها دل من را نسوزانده است، بلکه هر کسی که دل دارد، یا دلش سوخته است یا در حال سوختن است.
هوش مصنوعی: زمین این بیابان را ببین که چقدر داغ است! آنقدر گرما در آن وجود دارد که پاهای نسیم هم در آن میسوزد.
هوش مصنوعی: آتش نالههای ما آنقدر تند و شعلهور شده که همه جای دنیا را روشن کرده است. هر کسی را که ببینی به خاطر سوز و گداز ما، در حال سوختن است.
هوش مصنوعی: محفل امشب به خاطر نور و زیبایی چهره ساقی پرحرارت و شاداب است. هر چیز در اینجا نسبت به دیگری متفاوت و جدا از هم است؛ گل، باده و شمع هر کدام به تنهایی در شعف و آرامش خود غرق هستند.
هوش مصنوعی: اگر خضر (پیر علم و زندگی) مرا در آب حیات غوطهور کند، هیچ فایدهای ندارد؛ زیرا دلسوختهام و آرزوی جاودانگیام به آتش سوزانده میشود.
هوش مصنوعی: سایهای گرم و آتشین ناشی از دیوانگی بر سرم افتاده است و اگر این سایه بر من فرود آید، بال و پرم میسوزد.
هوش مصنوعی: چرا با کسی جز یارت صحبت میکنی؟ اگر درمانگر بودی، باید از آتش عشق شرمزده و سوزان میشدی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن چنان زآتش بیداد مرا می سوزد
که ستم می گزد انگشت و بلا می سوزد
آن چنان آتش رنجوری و بیماری من
شعله زن گشت که امید شفا می سوزد
نا امیدی ز توام کرد به محراب نماز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.