ای رسیده شبی بگازه من
تازه بوده بروی تازه من
نرم گشته بلوس و لابه من
گرم گشته بآفر ازه من
لعل کرده رخ مزعفر خویش
بمی همچو آب غازه من
نیم مستک فتاده و خورده
بی خیو این خدنگ یازه من
از دبر کرده تا بجای درای
در تو این گردن جمازه من
شکمت همچو مشک گردان پر
گشت از دوغ پشت مازه من
چوتو، بسیار تا ز تیز فروش
دیده پرواره حوازه من
کس از آنجمله شادمانه نگشت
بتب گرم و خامبازه من
همگنان عمر من خوهند و تو . . . ل
گور من خواهی و جنازه من
بزیم کوری ترا چندان
که دگر ره رهی بگازه من
حلق زیرینت باز چرب کند
قلبه خشک دو پیازه من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که به توصیف زیبایی و جذبه معشوق میپردازد. شاعر به شب اشاره میکند که به وصال معشوق رسیده و از لطافت و زیبایی او سخن میگوید. او توصیفاتی از جذابیتهای ظاهری و جسمی معشوق ارائه میدهد، بهویژه تأکید بر رنگ و شکل بدن و حالتهای عاشقانه خود. در ضمن، شاعر اشاره میکند که چقدر دلش میخواهد معشوق را در آغوش بگیرد و کاملاً بوی عشق و شوق را حس کند. در نهایت، اشاراتی به گذرا بودن عمر و امید به عشق و وصال دارد.
هوش مصنوعی: ای شب زیبایی که به من نزدیک شدهای، بروی تو که تازه و نو هستی.
هوش مصنوعی: بلوز به نرمی درآمده و من در حال ناله و فریاد هستم، در حالی که آتش درونم شعلهور شده است.
هوش مصنوعی: چهرهات مانند سنگ قیمتی سرخ است و درخشندگیاش شبیه به آب زلال است.
هوش مصنوعی: این بیت به وضعیتی اشاره دارد که فردی نیمه مست و بیحال شده و در این حال نیز نمیتواند به درستی از خود دفاع کند یا تصمیم بگیرد. به نوعی حالتی از سردرگمی و ضعف را به تصویر میکشد. همچنین وجود خدنگ یا تیر، نمادی از خطر یا تهدید است که ممکن است او را مورد هدف قرار دهد.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به پیدایش و شکلگیری عواطف و احساسات خود اشاره میکند. او بیان میکند که ابراز عشق و علاقهاش به مخاطب، همچون یک گردن بند زیبا، از گذشتههای دور تا به امروز در دلش شکل گرفته و در او جا گرفته است. این احساسات به قدری عمیق و ریشهدار هستند که از زمانهای دور تاکنون وجود داشتهاند.
هوش مصنوعی: شکمت مانند یک مشک پر از دوغ شده و به خاطر فشار و تنگی آن، به طرف ما متمایل شده است.
هوش مصنوعی: چون تو، بارها و بارها از تیزپروازان دیدهام که به سرعت پرواز میکنند.
هوش مصنوعی: هیچکس از آن ماجرا خوشحال نشد، در حالی که من در تب عشق و هیجان و شوق داشتم.
هوش مصنوعی: دوستانم عمر مرا میخواهند و تو . . . ل گور من را و جنازهام را طلب میکنی.
هوش مصنوعی: بگذار من طوری تو را بیندازم که دیگر هیچ وقت نتوانی به راههای خود بازگردی.
هوش مصنوعی: حلقه زیر گردن تو به قدری زیبا و دلربا است که قلب خشک و بیاحساس من را نرم و شاداب میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.