ای سرخ بادسار چو سر کفته بادرنگ
با سرخیِ طبرخون با سختیِ زرنگ
صوفی شدی و صوف سیه شد لباس تو
چون صوفیان کلوته به سر بر عقیق رنگ
از زیر پنج پرده به شاهد نظر کنی
چون صوفیان به رقص درآئی هم از درنگ
شاهد ز صحبت تو بود تنگ سیم اگر
در خدمت تو آید با تیزگاه تنگ
گردی بسان سرخ بت بامیان ستیخ
باشی بر آنکه خیک بتی را کشی به چنگ
سنگی و بر سر تو شکافی چو چشمهای
وآب حیات قطره چکان از شکاف سنگ
با زور پیل مستی و با سهم شیر نر
با شکل اژدهائی و با هیبت پلنگ
با یک نفس عوض نشود زور تو به ضعف
تا یکزمان بدل نشود نام تو به ننگ
از بهر هوت تو خورد مرد کیسهدار
جوشیده و کباب سقنقور و استرنگ
ماند به تو گهی که کنی . . . ادنی طلب
دیوانهای که خورده بود کوکنار و بنگ
چون چشمت آب گیرد پیشت یکی بود
هندی و زنگباری و آلانی و فرنگ
از روم و زنگ بر تو نشانست روز و شب
از سهم تو به روم نخسبند و نه به زنگ
همچون پشنگ کوژی رگناک و شوخناک
گوئی که گرز توری در قبضه پشنگ
آنرا که از تو خورد و به ناجایگه فتاد
برداشت از زمین نتواند به صد پشنگ
فغفور چین هزیمت گردد به روز حرب
گر سید اجل ز تو سازد سلاح جنگ
والا علاء دین ملک آل مرتضی
کایزد زدود آینه ملک او ز زنگ
نادیده تخت ملک سعادت چنو ملک
فرهنگ دان و زیرک و بازیب و فرّ و هنگ
آن سید اجل که ز سهم مها بتش
بگسست نسل خارجی از ترمد و زرنگ
نام ورا به سینه اطفال شیعه بر
تا نقش برکنند ببندد به آذرنگ
آن نر نر سپور کز آورد بردِ او
غیرت برند فصل بهاران خران غنگ
آنمرد مرد . . . ای که او کنگ کنگ را
در حین فرو برد به کلندان چون مدنگ
کوکنک پیش او چو نهد سینه بر زمین
فریاد و نعره دارد چون بر هوا کلنگ
زان . . . ر خر که سر به شکم برنهد چو بوق
. . . رش قویتر آید نوخیز نیم لنگ
چون نقش ده به . . . ن کلان منکیاگران
زان . . . ر نقش چارده خواهند گاه منگ
تا کی دهم شراب مدیحش به جام هزل
نیشکر است هزل من و جد من شرنگ
از بحر هزل گوهر مدح ورا به جد
رانم به سوی ساحل برکشم به کنگ
مدح ورا به خامه جد نقش برکشم
دیوان کنم منقش از آن چون بهشت کنگ
کنگ اندر افکنم به در . . . ن شاعران
تا مویهای . . . ن بکنم از نهیب کنگ
زین شعر شاعران را گردد یقین که من
از هزل و جد توانگرم از زر و سیم دنگ
در جد قرینشانم لیکن به باب هزل
من کوس خسروانم و ایشان دف تبنگ
با عیب گیر شعر من اندر قرین شود
بازی همی دهد خلخی را به شالهنگ
دارم امید ازو که ادبشان کند به هم
زان سرخ بادسار چو سر کفته بادرنگ
ای خسرو سیادت بر ملکت شرف
ملک تو بی مخافت تاراج رند و شنگ
بی یار در سیاست و در مردی و هنر
بی مثل در کیاست و فرهنگ هوش و هنگ
گر رستم است خصم چو حمله به وی بری
بندی گره به پاردم رخش و پالهنگ
از حربگه غریو برآید چو خصم را
از حلقه کمند به حلق افکنی کمنگ
زیر زبر شود دل خصم تو در نبرد
زینت چو بسته شد به زیر تنگ و زیر تنگ
پیکان تیر تو سزد از تیر آسمان
روز شکار چون به کمان درکشی خدنگ
تا خام خویش غاشیه زین تو کند
از پوست ماروار برون افکند پلنگ
تا شاخهای خود به کمانت کنند وصل
تیر ترا به دیده پذیرند غرم و رنگ
هر مردمی که هست جز آن تو در جهان
مکر است وزرق و لوس و لباسات ریو و رنگ
تا از دینگ دانه انگور برکنند
وز وی شرابوار کند باده چو زنگ
بادی تو باده بر کف و دل پر نشاط و لهو
گوش تو پر ز نغمت و الحان نای و چنگ
جنگ غنا فشارده نای حسود تو
وانگور وار کرده نگونسارش از دبنگ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به وصف شخصیت و ویژگیهای فردی اشاره دارد که به صوفیگری و عرفان نزدیک است. شاعر با استفاده از زبان استعاری و تشبیه، این فرد را به عنوان الگویی از قدرت و شجاعت معرفی میکند. او به رنگ سرخ و نشانههای قدرت و استقامت اشاره میکند و وجودش را با صفات نیکو، مانند مردانگی و هوش، توصیف میکند. این شخص به عنوان یک رهبر و مبارز معرفی میشود که بر خصم خود غلبه میکند و در میدان جنگ پیروز است. همچنین، شاعر به ارتباط او با هنر و شعر اشاره کرده و بر تأثیرگذاری او در جامعه تأکید میکند. در کل، شعر یک مدح بلند از شخصیت است که با تواناییهای برجستهاش در عرصههای مختلف، از جمله جنگ و سیاست، به دیگران الگو میدهد.
هوش مصنوعی: ای باد سرخ، شبیه سر کرفته و غمگین با رنگ و بویی چون گلهای لطیف و در عین حال با سختی و قاطعیت.
هوش مصنوعی: تو به صوفیگری روی آوردهای و لباس تو به رنگ تیرهای شبیه به پشم صوفیان است، و مانند آنها سرت را با کلاهی به رنگ عقیق پوشاندهای.
هوش مصنوعی: اگر از زیر چندین پرده به محبوب نگاه کنی، مانند صوفیان که در حال رقص هستند، به زودی از تردیدها و تعللها رها خواهی شد.
هوش مصنوعی: اگر زیبایی از صحبتهای تو حسود شود، حتی اگر در خدمت تو باشد، نمیتواند به خوبی و زیبایی خود ادامه دهد.
هوش مصنوعی: تو همچون سرخی زیبا و باشکوه بر فراز بامیان هستی و بر کسی که خیک بت را به چنگ میآورد، سلطه و تسلط داری.
هوش مصنوعی: اگر بر سرت سنگی بیفتد و زخم شود، همچون چشمهای که از دل سنگ میجوشد، آب حیات به آرامی از آن زخم جاری خواهد شد.
هوش مصنوعی: با نیروی زیاد و بینظیر مانند فیل، و با قدرتی که از شیر نر میگیرد، به شکلی شگفتانگیز مانند مار و با وقاری شبیه پلنگ ظاهر میشود.
هوش مصنوعی: اگرچه در برابر ضعفها و مشکلات ممکن است در یک لحظه تغییر کنی، اما هیچگاه نباید اجازه بدهی که نام نیک و اعتبار تو بهراحتی تبدیل به ننگ و رسوایی شود.
هوش مصنوعی: به خاطر تو، مرد ثروتمندی که کیسهاش پر است، به طوری دیوانهوار غذاهای لذیذ و خوشمزهای میخورد.
هوش مصنوعی: گاهی به تو میرسد که بخواهی، مثل یک دیوانهای که مواد مخدر مصرف کرده و به دنبال چیزهای ناممکن است.
هوش مصنوعی: وقتی چشمانت پر از اشک شود، برایت فرقی نمیکند که چه کسی در مقابلت است، چه هندی باشد، چه زنگباری، چه آلامی و چه فرنگی.
هوش مصنوعی: روز و شب علامتی از تو در روم و زنگ وجود دارد و از سهم تو هیچ جا نمیتوانند استراحت کنند و آرام بگیرند.
هوش مصنوعی: شبیه به وزغی نازک و شوخطبع که گویا توری در دست وزغ وجود دارد.
هوش مصنوعی: کسی که از تو نفعی برده و در موقعیتی نامناسب گرفتار شده است، نمیتواند به سادگی از زمین بلند شود یا به راحتی بر مشکلات فائق آید.
هوش مصنوعی: اگر روزی جنگی در گیرد و سرپرست و مقتدر شما برای نبرد آماده شود، حتی قدرت چین هم قادر نخواهد بود در برابر او مقاومت کند.
هوش مصنوعی: علی، پادشاه خاندان مرتضی، به قدری بلندمرتبه و والا است که خداوند، زنگار و آلودگیها را از چهره پادشاهی او زدوده است.
هوش مصنوعی: سعادت و خوشبختی را در یک پادشاهی نادیده بگیر. همانطور که پادشاهی که آگاه، باهوش، زیبا و با وقار است، اهمیت دارد.
هوش مصنوعی: آن بزرگوار که به خاطر عشق و محبتش، نسلهای بیگانه و دورافتاده را از ترمد و زرنگ دور کرد.
هوش مصنوعی: نام او بر سینهی کودکان شیعه حک میشود تا آنها این نام را با رنگهای زیبا و دلنشین به خاطر بسپارند.
هوش مصنوعی: آن مرد شجاع که به خاطر غیرتش در فصل بهار نگران است، مانند اوست که مواظب و نگهبان است تا چیزی را از دست ندهد.
هوش مصنوعی: این مرد، مردی است استثنایی که در حین بلعیدن کنگ، آن را به طور کامل و با قدرت فراوان میبلعد.
هوش مصنوعی: وقتی که مرغ کوکنک سینهاش را بر زمین میگذارد، صدای بلندی از خود در میآورد. این صدا مانند نعرهای است که وقتی کلنگی در هوا به زمین میخورد، ایجاد میشود.
هوش مصنوعی: از آنجا که خر به زمین میافتد و سرش را در شکم میبرد، مانند بوقی که به صدا درمیآید، قویتر و تازهتر برمیخیزد، اما به طرز ناتوانی لنگ میزند.
هوش مصنوعی: وقتی که تصویر و نقش ده به وضوح در میآید، بزرگان و صاحبنظران از آن کار و کوشش به وجد میآیند و خواستار آن میشوند که با جست و جو و تلاش بیشتر، شناختی عمیقتر و دقیقتر از آن تصویر به دست آورند.
هوش مصنوعی: تا کی باید شراب ستایش او را در ظرفهای بیمحتوا بریزم؟ شراب مدح او مانند شکر تلخ و بیارزش است، و سخنان بیمعنای من و جد من هم همچون زهر و گزندهاند.
هوش مصنوعی: از جنس شوخی و مزاح میگویم که ستایش او را به طور جدی به ساحل موفقیت میرسانم.
هوش مصنوعی: من با قلم خود ستایش او را مینویسم و اثرش را به گونهای زیبا نقش میزنم که مانند بهشت زیبا و دلانگیز باشد.
هوش مصنوعی: من کنگ را به در میافکنم تا شاعران را از شنیدن صدای بلندش به وحشت بیندازم و موهایشان به خاطر ترس از این صدا، راست شود.
هوش مصنوعی: شاعران از این شعر به وضوح میفهمند که من در زندگیام به اندازه کافی از لذتهای دنیا و مسائل جدی برخوردارم و به خواستههایم دست یافتهام.
هوش مصنوعی: من در کنار آنها که جدشان هستند قرار دارم، ولی در دنیای شوخی و طنز، من مثل خسروان با شکوه هستم و آنها مثل نوازندگان سادهای هستند که فقط طبل مینوازند.
هوش مصنوعی: اگر کسی به عیبهای شعر من توجه کند، میتواند به راحتی متوجه شود که شعر من مانند بازی و سرگرمی است که گوشهای از آن، سختی و پیچیدگی را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: امید دارم که آنها با ادب رفتار کنند، مانند میوهای که به رنگ سرخ در میآید وقتی که باد ملایم میوزد.
هوش مصنوعی: ای پادشاه بزرگ، بر کشورت حکومت کن و به حرمت و عظمت خود ادامه بده، بدون اینکه نگران دزدی و آسیبزدن افراد بدسیرت باشی.
هوش مصنوعی: بدون یار و همراه، در سیاست و مردانگی و هنر، بیهمتا در حکمت و فرهنگ و هوش و درک هستم.
هوش مصنوعی: اگر خصم ما رستم باشد، وقتی به او حملهور شوی، باید گرهای به زین اسب من (رخش) و به دمی که میزند (پالهنگ) ببندی.
هوش مصنوعی: وقتی دشمن را در دام گرفتار کنی، صدا و فریاد از میدان جنگ بلند خواهد شد.
هوش مصنوعی: در جنگ، دشمن تو به شدت دچار سردرگمی و ناآرامی میشود، همانطور که زینت یک اسب وقتی تحت فشار قرار میگیرد، از فرم طبیعی خود خارج میشود.
هوش مصنوعی: زمانی که تو تیر کمان را به سوی شکار میکشی، تیری که با دقت و مهارت رها شده، از تیری که در آسمان به سمت زمین میآید، مناسبتر و مؤثرتر است.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که برای اینکه کسی به مقامی دست یابد یا به چیزی برسد، باید از خودگذشتگی و سختیهایی را تحمل کند. همانطور که پلنگ برای رهایی از پوست خود باید تلاش کند، انسان نیز باید برای تحقق آرزوهایش با چالشها مواجه شود.
هوش مصنوعی: به تصور میآید که تا زمانی که شاخ و برگهای درختان، به شکل کمان درآیند، تیر محبتت به چشم دیگران واضح و قابل مشاهده خواهد بود، و این تیر با رنگ و زیبایی خاص خود توجه آنها را جلب خواهد کرد.
هوش مصنوعی: هر گروهی از مردم که به جز تو در دنیا وجود دارد، مملو از فریب و تزویر است و در ظاهر خود با لباسها و رنگهای فریبنده و زیبا خود را میآرایند.
هوش مصنوعی: برای بدست آوردن شراب، دانههای انگور را جدا میکنند و از عصاره آن نوشیدنیای به وجود میآید که مانند زنگ صدا میدهد.
هوش مصنوعی: بادی در حال وزیدن است و جامی پر از شراب در دست دارم. دلم شاد و مسرور است و گوشم پر از آوازها و نغمههای سازهای مختلف است.
هوش مصنوعی: جنگ غنا بر نای حسود تو فشاری وارد کرده است و باعث شده که همانند انگور، حال و روزش خراب شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زان می، که گر سرشکی ازان درچکد به نیل
صدسال مست باشد از بوی او نهنگ
آهو به دشت اگر بخورد قطرهای ازو
غرنده شیر گردد و نندیشد از پلنگ
کافور بار شد فلک و کوه سیمرنگ
وز کوه کرد روی سوی دشت غرم و رنگ
کهسار سیمرنگ شد و چرخ سیمگون
آبی زریر گون شده باده عقیق رنگ
چرخ کبود مانده برو ابر جای جای
[...]
ای گوهر زمین ز وقار تو برده سنگ
گوهر بر مکارم تو خوار همچو سنگ
چندین هزار کوه ، که اوتاد گیتی اند
از حلم تو ربوده ثبات و گرفته سنگ
اعلام تو ز چهرهٔ نصرت فشانده گرد
[...]
تا کی ز گردش فلک آبگینه رنگ
بر آبگینه خانه طاعت زنیم سنگ
بر آبگینه سنگ زدن رسم ما و ما
علت نهاده بر فلک آبگینه زنگ
رنگیم و با پلنگ اجل کار زار ما
[...]
آن شهریار عالم و عادل که روز جنگ
بر شیر و بر پلنگ کند کوه و بیشه تنگ
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.