صدر جهان رسید بشادی و خرمی
در دوستان فزونی و در دشمنان کمی
شاه جهان و صدر جهان شاد و خرم است
جاوید باد شاه بشادی و خرمی
ای شاه راز طلعت فرخنده فال تو
در دیده روشنائی و در سینه بی غمی
هستند ناصحانت زنار و نعم غمی
چونانکه حاسدانت ز بار نعم غمی
صدر زمین تواضع و خورشید طلعتی
وز طلعت تو یافته خورشید برزمی
خورشیدی و سحاب چه خورشید و سخا
خورشید جود ذره سحاب سخا نمی
مرامت رسول علیه السلام را
در علم شرع صاحب و صدر مسلمی
عالی عبارت خوش عذب فصیح تو
از الکن الکنی برد از ابکم ابکمی
سلطان ملک دینی و دنیا هم آن تست
چون نیکخواه دولت شاه معظمی
مردم شناس شاهی و نزدیک اهل عقل
مردم توئی و شاه شناسا بمردمی
چون آدمی بصورت و معنی فرشته ای
گوئی که هم فریشته ای و هم آدمی
با آنکه اعلم العلمائی بعلم شرع
فتوی نشان کننده بوالله اعلمی
الله اعلم ار ز تو باش کریمتر
. . . ز علم از همه خلق اکرمی
در مدح تو بصورت تضمین ادا کنم
. . . بیت رودکی را در حق بلعمی
صدر جهان جهان همه تاریک شب شدست
از بهر ما سپیده صادق همی دمی
بینند جسم را و نه بینند روح را
بینیم مرترا که تو روح مجسمی
کردند قصد جسم تو و روح تو بسی
آهوئی و فزرمی و کرکوتی و رمی
بگرفتشان زمین و زمان کرد خاکسار
تو همچنان عزیز و شریف و مکرمی
تا جای گنج قارون ایشان فرو شدند
تو برشده بطارم عیسی بن مریمی
ایوان تو زطارم پیروزه فلک
بگذشت از آنکه صاحب ایوان و طارمی
در جویبار سنت و در باغ علم شرع
چون سرو راستی چو بنفشه همی غمی
طاوس وار در چمن فقه و باغ علم
زینسو همی خرامی و زانسو همی چمی
از حشمت تو بی ربض و خندق و سلاح
سد سکندر است بخارا ز محکمی
اسلاف تو برحمت حق حامی ویند
بی زحمت پیاده و سرهنگ دیلمی
حق کی گذاشتی که بخارای چون بهشت
ویران شود بجمله مشتی جهنمی
شمس حسام برهان دانی که تو که ای
درد بخاریان را درمان و مرهمی
در حضرت سمرقند از فر پادشاه
شاهنشه ائمه دین فخر عالمی
تدریس تو دعای شهنشاه اعظم است
تو خاص دوستدار شهنشاه اعظمی
تا چرخ تیز دور ز دوران نیارمد
باید که از دعای شهنشه نیارمی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به مدح و ستایش یک شاه منصوب شده است که در دوران خود شاد و خرم است. شاعر به توصیف ویژگیهای مثبت و برتریهای این شاه میپردازد و او را به عنوان یک شخصیت نیکوکار، عالم، و محبوب بین مردم معرفی میکند.
شاعر به زیبایی چهرهی او و اثرات مثبتش بر جامعه اشاره دارد و او را همسان فرشتگان میداند. همچنین، عظمت و قدرتمندی شاه را به تصویر میکشد، به گونهای که او را به عنوان یک منجی و حامی در دشواریها توصیف میکند.
به طور کلی، این شعر نشاندهنده وفاداری و ارادت شاعر به شاه و تحسین او برای مهربانی، علم و شخصیت برجستهاش است.
هوش مصنوعی: در جهان حالتی خوش و شاداب حاکم شده است، دوستان بیشتر از همیشه خوشحال هستند و در میان دشمنان، تعدادشان کاهش یافته است.
هوش مصنوعی: سلطان دنیا و پیشتاز همه خوشحال و سرزنده است. همیشه زنده باد شاه به خاطر شادی و خوشبختیاش.
هوش مصنوعی: ای پادشاهی که رازهایت فاش است، چهرهی خوشبخت و آیندهات در نظرها روشن و دلها را شاد میکند.
هوش مصنوعی: بعضی از نصیحتکنندگان، با وجود ظاهر نیکو، مانند افرادی هستند که به دنبال خنجر زدن و کینهورزیاند. آنها چون حاسدان بر نعمتهای تو حسرت میبرند و از خوشحالیات غمگین هستند.
هوش مصنوعی: برترین جایگاه زمین تواضع است و خورشید زیباییات همچون خورشید برزم، از زیبایی تو تأثیر پذیرفته است.
هوش مصنوعی: خورشید و ابر هر کدام ویژگیهای خاص خود را دارند. خورشید منبع روشنی و بخشش است، در حالی که ابر هم فقط کمی شفقت و نرمی دارد. در واقع، بخشش واقعی فقط از خورشید سرچشمه میگیرد، نه از ابر.
هوش مصنوعی: مرام و رفتار تو، ادامه راه پیامبر اسلام است که در علم و دین، جایگاه و مرتبهای برجسته دارد.
هوش مصنوعی: عبارت زیبا و فصیح تو چنان دلنشین است که کمگفتهها و ناتوانیهای من را برطرف میکند و به من توانایی میبخشد.
هوش مصنوعی: تو هم پادشاهی در زمین و هم در آسمان، چون آرزوی خوب برای سلطنت شاه بزرگی.
هوش مصنوعی: شما در شناخت مردم و رفتارهایشان خبره هستید و به خوبی میدانید که چه کسی لایق احترام است و چه کسی نه. در واقع، در میان جمع، شما به خوبی میتوانید افراد خردمند و باهوش را شناسایی کنید.
هوش مصنوعی: وقتی انسان را از نظر ظاهری و باطنی شبیه فرشتهای میبینی، میتوانی بگویی که او هم مانند فرشته است و هم انسان.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه دانشمندان بزرگی در علم شریعت وجود دارند که فتوا میدهند، اما تنها خداست که از علم واقعی آگاهتر است.
هوش مصنوعی: الله داناتر است که آیا تو از همه بخشندهتری یا نه. وجودت دانایی برتر از تمام خلق دارد.
هوش مصنوعی: من به طور قطع و با اطمینان از زیباییهای تو سخن میگویم و از ویژگیهای خوبت تعریف میکنم.
هوش مصنوعی: جهان به خاطر ما به تاریکی شب تبدیل شده است، ولی در همین حال، سپیدهدمی روشن نیز در حال طلوع است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که مردم تنها به ظواهر و جسم افراد توجه میکنند و از دیدن باطن و روح آنها غافلاند. اما شاعر در اینجا به محبوب خود اشاره میکند و میگوید که تو تجسم واقعی روح هستی.
هوش مصنوعی: آنها به قصد جان و جسم تو آمدهاند، تو همچون آهو و پرندهای و در عین حال آزادی و شجاعت را در خود داری.
هوش مصنوعی: زمین و زمان آنها را در خود گنجانید، ولی تو همچنان در مقام خاکساری عزیز، محترم و بزرگوار باقی ماندی.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که در حالی که آنها به موفقیت و ثروت عظیمی دست یافتهاند، تو نیز از یک مقام و مرتبه بالاتری برخورداری و میتوانی به معجزاتی مانند عیسی بن مریم نائل شوی. در واقع، در مقایسه با آنها، تو به نوعی برتر و ویژهتر هستی.
هوش مصنوعی: ایوان تو به قدری بلند است که آسمان از آن گذشت، زیرا صاحب ایوان و طارم تو هستی.
هوش مصنوعی: در جویبار سنت و در باغ علم شرع، مانند سروی راست و درست، بنفشهای غمی وجود دارد.
هوش مصنوعی: مانند طاووس در چمن و باغ علم، از یک سو با افتخار راه میروی و از سوی دیگر به زیبایی میچرختی.
هوش مصنوعی: قدرت و عظمت تو به قدری است که حتی بدون دیوار و سلاح، بخارا به مانند یک دژ محکم در برابر حملات دشمنان ایستادگی میکند.
هوش مصنوعی: اجداد تو، با یاری و رحمت خداوند، بدون هیچ زحمتی از راه دور و در صفی استوار پشتیبان او هستند.
هوش مصنوعی: چگونه میشود که تو این حق را بر زمین گذاشتی که شهری همچون بخارا، که بهشتی فراموشنشدنی است، به راحتی به دست عدهای شیطانی ویران شود؟
هوش مصنوعی: شمس حسام برهان، تو که هستی، ای دردی که بخاریان را درمان کرده و مرهمی برای آنها هستی.
هوش مصنوعی: در سرزمین سمرقند، به خاطر وجود پادشاهی بزرگ، افتخار دین و علم به شدت درخشیده است.
هوش مصنوعی: آموزش تو همچون دعای پادشاه بزرگ است و تو به ویژه محبوب دوستدار این پادشاه بزرگی.
هوش مصنوعی: تا زمانی که چرخ گردون از حرکت نیفتاده است، باید دعای پادشاه را بپذیریم و از آن بهرهمند شویم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا خوی ابر گل رخ تو کرده شبنمی
شبنم شدهست سوخته چون اشک ماتمی
... این مصرع ساقط شده ...
کاندر جهان به کس مگرو جز به فاطمی
کی مار ترسگین شود و گربه مهربان؟
[...]
ای آدمی به صورت و بیهیچ مردمی
چونی به فعل دیو چو فرزند آدمی؟
گر اسپ نیست استر و نه خر، تو هم چن او
نه مردمی نه دیو، یکی دیو مردمی
کم دید چشم من چو تو زیرا که چون کمند
[...]
آمد بهار خرم و آورد خرمی
وز فر نوبهار شد آراسته زمی
خرم بود همیشه بدین فصل آدمی
با بانگ زیر و بم بود و قحف در غمی
در عالم کفایت عقل مجسمی
وز غایت لطافت روح مسلمی
ای باد صبحدم، دم عیسی و مریمی
کاندر دلم ز بوی تو شد زنده بی غمی
عیسی نه ای و عاشق می خواره را به صبح
جان آید از تو در تن شادی و خرمی
هر صبحدم نسیم توام جان نو دهد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.