سپاس از خداوند بیمثل و بیچون
که با طالع سعد و با بخت میمون
خداوند را دیدم و روز بر من
بدیدار میمون او شد همایون
اجل فخر دین احمد آن صدر دنیا
که با قدر والاش گردون بود دون
بجز بر مراد دل او نباشد
نه سیر کواکب نه دوران گردون
بعالم کس از امر او سر نتابد
جز آن کاید از عالم عقل بیرون
دل و جان دولت برو هست عاشق
چو بر روی لیلی دل و جان مجنون
همه خلق مفتون نازند و نزهت
بر او ناز و نزهت همه ساله مفتون
ایا صدر دنیا که ارباب دین را
چو دینست مهر تو در سینه مخزون
هر آندل که مهر ترا شد خزانه
ز مخزون خود شاد باشد نه محزون
ثنای تو فرض است بر اهل حکمت
که بارند در مدح تو در مکنون
من آن در حکمت ندارم مهیا
که عرضه دهم بر تو هزمان دگرگون
توانم که در رشته مدحت آرم
بصدر تو خس مهره ای چند موزون
ثنای تو طبع از بدیها بشوید
بدانسان که جامه بشوید بصابون
ثنای تو ناگفته عینی است فاحش
مبادا ثناگوی صدر تو مغبون
دل حاسدانت شود خون ز حسرت
چو آید بر ایشان ز قهرت شبیخون
شبیخون قهر تو که برندارد
که از سهم بیم تو خارا شود خون
دل حاسدانت ز احسان و برت
بدست هوای تو گشته است مرهون
کریمانه بخشی و منت نخواهی
عطای کریمان بود غیر ممنون
بهامون همی تا ددان را بود جا
عمارات اعدای تو باد هامون
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش خداوند و معصومیت دین حضرت محمد (ص) پرداخته و شکرگزاری از نعمتهای الهی را در بر دارد. شاعر با اشاره به بخت خوب و تقدیر الهی از دیدار خداوند صحبت میکند و به عظمت دین اسلام و جایگاه والا و ارجمند پیامبر اشاره دارد. او به عشق و علاقهاش به این دین و پیامبرش میپردازد و بر این باور است که محبت به پیامبر باعث خوشحالی و آرامش میشود. همچنین، شاعر به ویژگیهای خوب خداوند و صدق و بخشندگی او اشاره میکند و امید دارد که بر عاقبتبهخیری و رضایت الهی دست یابد. در نهایت، او از بدیها و حسادتهای دنیوی میگوید و بر لزوم ثنای خداوند تأکید میکند.
هوش مصنوعی: شکرگزاری برای خداوندی که هیچ همتایی ندارد و فوقالعاده است، و به ما خوشبختی و شانس خوبی عطا کرده است.
هوش مصنوعی: در یک روز خوش، من به دیدار خداوند نائل شدم و آن روز برای من بسیار مبارک و خوشایند بود.
هوش مصنوعی: مرگ، مایهی افتخار دین محمد (ص)، همان کسی است که در بالاترین مقام دنیاست و به خاطر جایگاه ارجمندش، آسمان به نظرش پایینتر میآید.
هوش مصنوعی: جز به خواسته و آرزوی دل او، نه چرخش ستارهها معنا دارد و نه حرکت دنیای گردان.
هوش مصنوعی: هیچ کس در این دنیا نمیتواند از فرمان او سرپیچی کند، مگر اینکه در دنیای عقل جایگاهی ندارد.
هوش مصنوعی: دل و جان من فدای عشق توست، همانطور که مجنون به لیلی علاقه دارد و همه وجودش را برای او میگذارد.
هوش مصنوعی: همه مردم به زیبایی و魅ویت او علاقهمند و شگفتزدهاند، و او با ناز خود آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. این جذابیت و جاذبهاش هر ساله بیشتر میشود.
هوش مصنوعی: آیا دنیا برای ارباب دین، همانند دینی است که مهر تو در دل آنها پنهان است؟
هوش مصنوعی: هر کسی که به عشق تو درآید، باید از دل و جان شاد باشد و از آنچه در دل دارد، چیزی جز شادی نبیند و دلی غمگین نداشته باشد.
هوش مصنوعی: ستایش تو بر عالمان لازم است که در پنهان از تو تعریف و تمجید میکنند.
هوش مصنوعی: من در زمینه حکمت به اندازه کافی آماده نیستم که چیزی را به تو ارائه دهم، زیرا همیشه در حال تغییر و تحول هستم.
هوش مصنوعی: من میتوانم به گونهای تو را ستایش کنم که مانند چند مهره موزون در زنجیره مدح تو قرار گیرند.
هوش مصنوعی: ستایش تو طبع را از بدیها پاک میکند، همانطور که لباس با صابون شسته و تمیز میشود.
هوش مصنوعی: مدح و ستایش تو به وضوح در چشمهایت نمایان است؛ مبادا کسی که در صف اول ستایشگران تو قرار دارد، از این مقام و ارزش واقعیاش بیخبر باشد.
هوش مصنوعی: دل حسودان از حسرت خون خواهد شد وقتی که شبهای قهر و خشم تو بر آنها فرود آید.
هوش مصنوعی: هجوم قهر تو به قدری شدید است که حتی نمیتوان آن را تحمل کرد و از ترس تو، دل من به شدت مضطرب و خونین میشود.
هوش مصنوعی: دل حسودان به خاطر مهربانی و محبتی که به تو دارید، به غصه و اندوه افتاده و حالا به شما وابسته شدهاند.
هوش مصنوعی: با نیکی و بزرگواری بخشندهای و هیچ توقعی از دیگران نداری، چون این نوع بخشش، از ویژگیهای انسانهای بزرگوار است و نیازی به شکرگزاری ندارد.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به دوری و جدایی که به انسانها و دشمنان آنها مربوط میشود اشاره میکند. او میگوید که تا زمانی که دشمنان در سرزمین خود زندگی میکنند، سرزمینها و مکانها برای آنها وجود دارد. با این حال، شاعر از مقاومت و پایداری در برابر این دشمنان نیز سخن میگوید. به طور کلی این بیت بیانگر حس جدایی و تلاش برای جلوگیری از نفوذ بدیها در زندگی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز عشق نگاری شدم مست و مجنون
که باشد سر زلف زنجیر میگون
بزنجیر میگون او بسته گشتم
چو مست از می و چون بزنجیر مجنون
نگاری که . . . بر قد و خدش
[...]
شبی نگذرد بر دوچشم اشک گلگون
که از دل بروما نیارده شبیخون
گر آن مه پذیرد ز من ناله و آه
از اینان متاعش فرستم بگردون
خیالت چون بر آب چشمم نشیند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.