بر خود از طبع خود سلام کنم
سنت شاعری قیام کنم
شعر خود را چو کوکب شعری
. . . بر چرخ نیل فام کنم
سخن از کس بعاریت نبرم
که هم از طبع خویش وام کنم
صید دلها کنم چو بر کاغذ
از قلم حلقه های دام کنم
فکرت خویش را چه رزم و چه بزم
صاف مانند سیم خام کنم
پخته را خام و خام را پخته
چست باشم بهر کدام کنم
بنمایم بشعر سحر حلال
شعر بر شاعران حرام کنم
بطمع بر لئام دون همت
نکنم مدح و بر کرام کنم
در ره نظم چون گذارم پای
شاه راه سخن بکام کنم
از دل و جان بنظم جان افزای
خدمت مجلس نظام کنم
شاه میرانیان که بر در او
از امیر سخن غلام کنم
بوالمحامد محمد آنکه ورا
صدر و میر و وزیر نام کنم
شاه گوید بدین سه نام بوی
نظر از چشم احترام کنم
هست جام جهان نمای دلش
پادشاهم نظر بجام کنم
پیش تا کلک او قلم گردد
برگ آن کلک از حسام کنم
بسواران ترک کلک حسام
بس حساما که در نیام کنم
جای آن هست اگر بر اهل قلم
من چنو خواجه را امام کنم
روز و شب را بهفته در شمرم
هفته را شهر شهر عام کنم
هر که فرمان کلک او نکند
بحسام خود بمقام کنم
من که پرورده نعیم ویم
مدح او ورد خاص و عام کنم
نعمت از وی علی الکمال رسید
صفت او علی الدوام کنم
شرم دارم که با تلطف او
سخن از لطف باب و مام کنم
زان ترازو که حلم او سنجم
احنف قیس را ورام کنم
کشت آز جهان شود سیراب
گر کف راد او غمام کنم
نامه شکر او کنم انشا
نام آن نامه تا تمام کنم
چون کنم افتتاح مدح و ثناش
دل نخواهد که اختتام کنم
طبع من آفرین کند بر من
من بران مهتر همام کنم
بخت بر من سلام عید کند
من بر او از مه صیام کنم
گوئیا بختم آگهی دارد
که من از وی بعید لام کنم
خانه دولت ورا بدعا
در و دیوار و سقف و بام کنم
بشب قدر طبع من با روح
باد تا در دعا سلام کنم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از یک شاعر به بیان احساسات و تفکراتش در مورد هنر شعر و شاعری پرداخته است. شاعر از طبع و استعداد خود برای خلق آثار ادبی یاد میکند و آن را به عنوان منبع الهام خود معرفی میکند. او بر این باور است که باید از کلمات و ادبیات به بهترین نحو استفاده کند و در خلق شعر به سادگی و خلوص بیان اهمیت میدهد. همچنین شاعر به ستایش از افراد بزرگ در ادب و علم پرداخته و جایگاه خود را در این جامعه ادبی مشخص میکند. او از نعمتهایی که از سوی الهام و الهامات بیرونی به او میرسد، سخن میگوید و مدح و ثنای خود را به گونهای بیان میکند که نشاندهندهی ارادت و احترام به بزرگان باشد. در نهایت، شاعر با ابراز شور و شوق نسبت به هنر شعر، بر لزوم بقا و استمرار در این راه تأکید کرده و آن را عبودیت و خدمت به علم و ادب میداند.
هوش مصنوعی: من به استعداد خود سلامی میزنم و به خاطر شعر، قیام و تلاش میکنم.
هوش مصنوعی: شعر خود را همچون ستارهای در آسمان آبی به نمایش میگذارم.
هوش مصنوعی: من هیچگاه سخنی از فردی قرض نمیگیرم، زیرا من خود از طبع و شخصیت خودم الهام میگیرم.
هوش مصنوعی: وقتی که با قلم بر روی کاغذ مینویسم، به مانند شکارچی هستم که دلها را به دام میاندازم.
هوش مصنوعی: در فکرت چه در اوج شادی و خوشحالی و چه در لحظههای جدال و جنگ، میخواهم آن را به صورتی خالص و بیآلایش، مانند سیمی تازه و نازک بسازم.
هوش مصنوعی: من بین افراد با تجربه و نابلد تمایز قائل نمیشوم و نمیدانم با هر یک چه برخوردی داشته باشم.
هوش مصنوعی: من با شاعری زیبا و دلنشین خود، میخواهم به دیگر شاعران نشان دهم که هنر شعر، حلال و خوب است و آن را برای آنها ممنوع و ناپسند نمیکنم.
هوش مصنوعی: من به خاطر حرص و طمع، به تعریف و تمجید از افراد پست و بیارزش نمیپردازم، بلکه فقط افراد بزرگ و باعظمت را ستایش میکنم.
هوش مصنوعی: وقتی که در مسیر نظم و صورت شعر قدم میزنم، صحبتهای خود را به خوشی و دلخواه خود تنظیم میکنم.
هوش مصنوعی: با تمام وجود و از صمیم قلب، در راستای خدمت به اجتماع و ساماندهی امور جامعه تلاش میکنم.
هوش مصنوعی: من در درگاه شاه میران، در مقابل او از فرمانده سخن میگویم و حرف غلامی را مطرح میکنم.
هوش مصنوعی: محبوب و ستوده من، محمد، آن کسی است که او را به بزرگترین مقامها و رهبریها میرسانم و در مقامهای عالی چون صدر و وزیر معرفی میکنم.
هوش مصنوعی: پادشاه میگوید که به این سه نام، بهخاطر توجهی که دارم، از چشمانم احترام میگذارم.
هوش مصنوعی: دل او مانند جامی است که جهانی را در خود نمایش میدهد؛ من با نگاهی به این جام میخواهم حقیقت را ببینم.
هوش مصنوعی: در پیشگاه او، وقتی قلمش به حرکت درآید، برگ آن قلم را با شمشیرم شکل میزنم.
هوش مصنوعی: سواران ترک با شمشیر حسام، بسیارند، که میخواهم آنها را به میدان بیاورم.
هوش مصنوعی: اگرچه من را در این مقام قرار دادهاند، اما شایسته است که به اهل قلم و کسانی که در نوشتن مهارت دارند، توجه بیشتری شود و برای آنها ارزش و اعتبار قائل شویم.
هوش مصنوعی: روز و شب را به هم میبافم و هفته را به شهرها تقسیم میکنم تا به همه معرفی کنم.
هوش مصنوعی: هر کسی که از دستورات او پیروی نکند، سنجش خود را نادیده میگیرم و در مقام خود میمانم.
هوش مصنوعی: من که در نعمت و آرامش پرورش یافتهام، درباره او سخن میگویم و تمجید او را برای همه بیان میکنم.
هوش مصنوعی: خداوند نعمت کاملش را به من عطا کرده و من همیشه در حال ستایش او هستم.
هوش مصنوعی: من خجالت میکشم که با محبت او دربارهی لطف پدر و مادر صحبت کنم.
هوش مصنوعی: از آن ترازویی که صبر و شکیباییاش را با آن بسنجید، میتوانم برای احنف قیس وزنی را ایجاد کنم.
هوش مصنوعی: اگر دل راضی و شاد باشد، میتوانیم دنیای خود را غنی و پرثمر کنیم.
هوش مصنوعی: من نامهای دربارهی شکرگزاری او مینویسم و نام آن نامه را نیز تعیین میکنم تا بتوانم آن را به پایان برسانم.
هوش مصنوعی: وقتی میخواهم شعر ستایش و مدح او را آغاز کنم، دل من نمیخواهد که آن را به پایان برسانم.
هوش مصنوعی: روح خلاق من به من inspiration میدهد و به همین دلیل من نیز به بزرگترین افراد احترام میگذارم و برایشان ارج قائل میشوم.
هوش مصنوعی: بخت به من عید مبارکی میدهد و من به او در ماه رمضان پاسخ میدهم.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که سرنوشت من از چیزهایی باخبر است که من نمیتوانم آنها را فراموش کنم.
هوش مصنوعی: برای او و خانهاش با دعا، در و دیوار و سقف و بام را مزین میکنم.
هوش مصنوعی: شبی که اهمیت و قدر زیادی دارد، احساسات و افکار من با انرژی و روحیهی لطیف طبیعت همصدا میشود تا بتوانم در دعا و نیایش، سلامی送م.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سرورا من بفّر دولت تو
خواجۀ چرخ را غلام کنم
دست اگر در زنم به فتراکت
بر سر آسمان لگام کنم
سایه ات گر مرا دهد نیرو
[...]
متردد شوی کدام کنم
تا که مقصود خود تمام کنم
تا به دفع تو هم قیام کنم
بعد از این قصد انتقام کنم
هر یکی را بهشت نام کنم
حور و کوثر درو تمام کنم
گفت فردا به این قیام کنم
منزل نیکشان مقام کنم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.