بارها گفته امت واحد و اثنی و ثلاث
کین جهان کهنه اساس است منه در وی اثاث
حدث جمله سگان است چو دنیا، این دم
آب می کن طلب و دست بشو زین احداث
سور نوروز دمیدند، بده ساقی می
آمد اموات ریاحین به در از هر اجداث
دو موافق به هم و شیشه میهای کهن
در چمن خوش بود اثنا که چنین گشت ثلاث
با غم و درد بساز ای دل بیچاره من
چون ترا آمده این ز آدم خاکی میراث
ببر از جور فلک جانب میخانه پناه
مگرت باده حمرا برساند به غیاث
صوفیا حاصل دنیای دنی مرداریست
چو خبیث است تو دل می ننهی بر اخباث
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به موضوعات فلسفی و معنوی میپردازد. او به یگانگی امت و ناپایداری دنیای مادی اشاره میکند و آن را به عنوان جهانی که حاوی درد و رنج است، معرفی میکند. شاعر از دنیا به عنوان مکانی پر از رنج یاد کرده و بر لزوم دلسردی از آن تأکید میکند. او باده را به عنوان راهی برای فرار از غم و نگرانیهای زندگی توصیه میکند و به اهمیت روحانی و معرفتی در زندگی میپردازد. در نهایت، شاعر به ناپاکی دنیای مادی و فساد آن اشاره میکند و بر لزوم متصل شدن به ارزشهای بالاتر تأکید دارد.
هوش مصنوعی: بارها شنیدهام که مردم درباره وحدت و تفاوتهای خود صحبت کردهاند، اما من به این نکته توجهی ندارم زیرا این دنیا کهنه، پایهای بیش نیست و نمیخواهم در آن چیزی را قرار دهم.
هوش مصنوعی: دنیا مانند داستانی پر از سر و صدا و ماجراهای بیفایده است. حالا در این لحظه از زندگیات، وقت آن است که از چیزهای بیارزش دوری کنی و به پاکی و صفا بپردازی.
هوش مصنوعی: در روز نوروز، نور و روشنایی آغاز شد و از ساقی خواسته میشود تا شراب بیاورد. روحهای درگذشتگان مانند گلها از زیر خاک بیرون آمدهاند.
هوش مصنوعی: دو نفر که با هم همنظر و دوستانه هستند، و شیشههای قدیمی عرقی که در چمن قرار دارد، در زمانی خوش بود که این وضعیت به شکل کنونی تغییر کرد.
هوش مصنوعی: ای دل بیچاره، باید با غم و درد کنار بیایی، چرا که این سرنوشت ناگزیر از سوی انسانها به تو رسیده است.
هوش مصنوعی: از ظلم و ستم زمانه به میخانه پناه ببر، مگر اینکه شراب سرخ به یاری تو بیاید.
هوش مصنوعی: صوفیها نتیجهی دنیای فانی و پست هستند، بنابراین نباید دل خود را به امور ناپسند و زشت بسپارید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خانه دل را مهر تو متاع است و اثاث
وین متاع آمده بر من ز نیاکان میراث
چه برین چار عناصر چه موالید ثلاث
تو ملاذی و معاذی تو پناهی و غیاث
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.