دارم هوس جمال بغرا
دورم چو من از وصال بغرا
تا چند پزیم روز تا شام
در دیگ هوس خیال بغرا
مالیده شد او، به خویش پیچید
ماهیچه ز انفعال بغرا
من بعد ثنای گوشت گویم
گر قلیه بود کمال بغرا
در خلوت دیگ جز نخود کس
واقف نشود ز حال بغرا
افتاده به دست عام مسکین
در روز و شبان و بال بغرا
عیبش نکنی که گشته مسکین
صوفی فقیر لال بغرا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر longing خود را برای دیدن معشوق توصیف میکند و حسرت دوری از او را در دل دارد. او میگوید که این اشتیاق و هوس به جمال معشوق، نقش عمیقی در زندگیاش دارد و در این دنیا فقط او میتواند حال او را بفهمد. شاعر همچنین به فقر و ذلت خود اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که هرچند به نظر میرسد به ترحم دیگران وابسته است، اما در دل او همچنان عشق و اشتیاق به معشوق زنده است.
هوش مصنوعی: من به زیبایی معشوقهام حساس شدهام، و این حس مرا به سمت او میکشاند، هرچند که دور از وصال او هستم.
هوش مصنوعی: چند روز دیگر باید در آرزوی عشق و زیبایی بگذرانیم؟
هوش مصنوعی: او از شدت ناراحتی و ناتوانی به خود پیچید و به حالت انزوا درآمد.
هوش مصنوعی: اگر بعد از ستایشت سخن بگویم، این حرفم به معنای کمال و زیبایی خواهد بود.
هوش مصنوعی: در تنهایی، هیچ کس جز خود انسان از حال درونیاش خبر ندارد.
هوش مصنوعی: در روز و شب، انسان فقیر در دستهای خود با مشکلات و دشواریها دست و پنجه نرم میکند، و در انتظار کمک و یاری دیگران است. او در تلاش است تا از شرایط سخت رهایی یابد.
هوش مصنوعی: نقصش را به رو نیاور؛ چون او در ناچاری و فقر، صوفی خاموشی شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.