دلی دارم پر از...بغرا
ندارم طاقت هجران بغرا
ز دست گشنگی من داد خواهم
اگر بینم رخ سلطان بغرا
به دست من اگر افتد زمانی
بر آرم من دمار از جان بغرا
نخودهای مقشر را چه گویم
که گلهایند در بستان بغرا
ثنای گوشت گویم بعد ازین من
که ذات او بود ایمان بغرا
خوش آن وقتی که اسب اشتها را
براند بنده در میدان بغرا
تو اکرا را غنیمت دار صوفی
که هست این دم بلند ایوان بغرا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر، از عشق عمیق و بیتابی خود نسبت به "بغرا" سخن میگوید، که نمادی از معشوق یا آرزوهای دل است. او به شدت از جدایی و فراق رنج میبرد و با زبانی پر احساس از گرسنگی و نیاز خود نسبت به "بغرا" صحبت میکند. شاعر به زیباییهای این عشق اشاره میکند و بیان میکند که هرگاه او فرصتی پیدا کند، خواهد کوشید تا از غم و درد دوری معشوق خود رهایی یابد. او همچنین بر اهمیت و ارزش "بغرا" تأکید میکند و به ستایش ویژگیهای او میپردازد. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که در این لحظه حساس، باید از فرصتهای پیشآمده بهرهبرداری کند.
هوش مصنوعی: من دلی دارم پر از احساس و عشق، اما تاب و تحمل دوری را ندارم.
هوش مصنوعی: اگر بر اثر گرسنگی به من فشار بیاید، به سلطان بغرا شکایت میکنم.
هوش مصنوعی: اگر فرصتی پیدا کنم، به من اجازه بده تا به طور کامل آنچه را که میخواهم از جان بغرا بگیرم و نابودش کنم.
هوش مصنوعی: نمیدانم چگونه از نخودهای مقشر بگویم که در باغ بغرا مانند گلها هستند.
هوش مصنوعی: بعد از این، من ستایش تو را میگویم، زیرا ذات او خود ایمان پاک و راستین است.
هوش مصنوعی: زمانی زیبا و دلپذیر است که اسب، شیرینی و تندی مسابقه را به نمایش بگذارد و بنده در میدان با انرژی و شادابی حاضر باشد.
هوش مصنوعی: صوفی، این لحظه را ارزشمند بدان، زیرا در این زمان، به یادآور که مقام و بزرگی به دست میآید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.