گنجور

حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۹

 

با شاهد شوخ شنگ و با بربط و نی
کنجی و فراغتی و یک شیشهٔ می
چون گرم شود ز باده ما را رگ و پی
منت نبریم یک جو از حاتم طی


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۸

 

از آمدن بهار و از رفتن دیاوراق وجود ما همی گردد طی
می خور! مخور اندوه که فرمود حکیمغمهای جهان چو زهر و تریاقش می


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام
 

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۸

 

هنگام صبوح ای صنم فرخ پیبرساز ترانه‌ای و پیش‌آور می
کافکند بخاک صد هزاران جم و کیاین آمدن تیرمه و رفتن دی


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام (صادق هدایت) » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۱۶

 

هنگام صبوح ای صنمِ فرخْ‌پی
برساز ترانه‌ای و پیش آور می؛
کافکند به خاک صد هزاران جَم و کیْ
این آمدنِ تیرمه و رفتنِ دی.


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام
 

خیام » ترانه‌های خیام (صادق هدایت) » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۲۸

 

* از آمدنِ بهار و از رفتنِ دی،
اوراقِ وجودِ ما همی‌گردد طی؛
می خور، مخور اندوه، که گفته‌است حکیم:
غم‌های جهان چو زَهر و تِریاقش می.


متن کامل شعر را ببینید ...

خیام
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۹۲

 

گویی تو که من ز هر هنر باخبرماین بی‌خبری بس که ز خود بیخبری
تا از من و مای خود مسلم نشویبا این ملکان محرم و همدم نشوی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۹۰

 

ای آنکه به کوی یار ما افتادیآن روی بدیدی به قفا افتادی
با تو گفتم که بی‌دلم من بیدلبی‌دل اکنون شدم که بیرون رفتی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۱۹

 

ای خواجه ز هر خیال پر باد شویوز هیچ ترش گردی و دلشاد شودی
دیدم که در آتشی و بگذاشتمتتا پخته و تا زیرک و استاد شوی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۱۴

 

گر تو نکنی سلام ما را در پیچون جمله نشاطی و سلامی چون می
چوپان جهانی و امان جانهادفع گرگی گر نکنی هی هی هی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

عطار » مختارنامه » باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد » شمارهٔ ۷۸

 

بنگر بنگر، ای دل! اگر مرد رهی

تا تو ز حجاب هر دو عالم برهی

این شعبدهٔ لطیف را بر چه نهی

هم حقّه از او پُر است و هم حقّه تهی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۹۴

 

هست از دم من همیشه چرخ اندر دی
وز شرم جمالت آفتاب اندر خوی
هر روز چو مه به منزلی داری پی
آخر چو ستاره شوخ چشمی تا کی


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۰۴

 

می خور که ظریفان جهان را دردی
برگرد بناگوش ز می بینی خوی
تا کی گویی توبه شکستم هی هی
صد توبه شکستم به که یک کوزهٔ می


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲۱

 

ای شور چو آب کامه و تلخ چو می
چون نای میان تهی و پر بند چو نی
بی چربش همچون جگر و سخت چو پی
بد عهد چو روزگار و مکروه چو قی


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

وحشی » گزیده اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۱

 

خوش آن که شود بساط مهجوری طی
در بزم وصال می‌کشم پی در پی
می‌جویمت آنچنان که مهجور وصال
مشتاق توام چنان که مخمور به می


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۸۶

 

مریخ به خنجر تو جوید فتویناهید به ساغر تو پوید ماوی
زانست که می‌کند به عید اضحیاز بهر ترا آن حمل این ثور فدی


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۲۳

 

هستی که ظهور می‌کند در همه شی
خواهی که بری به حال او با همه پی
رو بر سر می حباب را بین که چسان
می وی بود اندر وی و وی در می وی


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷

 

تا اسب مراد شه صفت می‌تازی
با حال من پیاده کی‌ پردازی؟
من با تو چو رخ راست روم لیکن تو
چون فیل و چو فرزین بر شکفت از شادی


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۸۶

 

چون بند ز نامهٔ تو بگشاد رهی
بر دستخط تو بوسه‌ها داد همی
شد شاد به وعدهٔ تو دلشاد رهی
دیدار تو را دو چشم بنهاد رهی


متن کامل شعر را ببینید ...

مهستی گنجوی
 

مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۸۷

 

شفتالوی آبدارت ای سرو سهی
آمد ز ره بوسه به دندان رهی
سیب زنخت در دل من نار افکند
زین سوخته ناید پس از این بوی همی


متن کامل شعر را ببینید ...

مهستی گنجوی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۷۶۹

 

تا چند می و ساغر و ساقی طلبی؟
با اهل فضول هم وثاقی طلبی؟
نامد گه آن که چشم دل بازکنی
وز باقی عمر عمر باقی طلب کنی؟


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۷۷۰

 

ای از تو مرا ذخیره ناکامی بس
پایان غم تو بی …..
حاصل زهوس بازی ما دانی چیست؟
آوازه و گفت و گوی….


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

کمال خجندی » رباعیات » شمارهٔ ۴۳

 

گفتم چه کند دفع غمم گفت که می
گفتم چه زند راه دلم گفت که نی
گفتم که تو داری دل من گفت که کو
گفتم ز غمت جان بدهم گفت که کی


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی