گنجور

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۴

 

اندر همه عمر من بسی وقت صبوح
آمد بر من خیال آن راحت روح
پرسید ز من که چون شدی تو مجروح
گفتم ز وصال تو همین بود فتوح


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۰

 

عمری بادت کزو به رشک آید نوحراحی به کفت کزو خجل گردد روح
شام همه شبهات به صبح آبستنصبح همه روزهات ضامن به صبوح


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۳

 

رخساره‌ات تازه گل گلشن روح
نازک بود آن قدر که هر شام و صبوح
نزدیک به دیده گر خیالش گذرد
از سایهٔ خار دیده گردد مجروح


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

عرفی شیرازی » رباعیها » رباعی شمارهٔ ۷۳

 

از عشق شراب نیستی جوید روح
زین می شکند صراحی توبه نصوح
آن جا که محیط عشق توفان خیز است
گهوارهٔ اطفال بود کشتی نوح


متن کامل شعر را ببینید ...

عرفی