گنجور

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱۲

 

مست است دو چشم از دو چشم مستتدریاب که از دست شدم در دستت
تو هم به موافقت سری در جنبانگر زانکه سر عاشق هستی هستت


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

عطار » مختارنامه » باب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدن » شمارهٔ ۱۸

 

چون کرد شراب شرک و غفلت مستت

عالم عالم، غرور در پیوستت

چندان که مپرس سرفرازی هستت

تاتن بنیوفتی که گیرد دستت


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشق » شمارهٔ ۱۴

 

تا کی طلبم ز هر کسی پیوستت

یک ره تو طلب اگروفائی هستت

چون بر دل همچوآتشم دست تراست

دستی برنه گر چه بسوزد دستت


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار