گنجور

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳

 

آن کس که ترا نقش کند او تنهاتنها نگذاردت میان سودا
در خانه تصویر تو یعنی دل توبر رویاند دو صد حریف زیبا


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۲

 

طنبور چو تن تن برآرد به نوازنجیر در آن شود دل بی‌سر و پا
زیرا که نهان در زهش آواز کسیمیگوید او که جسته همراه بیا


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۲

 

گر عمر بشد عمر دگر داد خداگر عمر فنا نماند نک عمر بقا
عشق آب حیاتست در این آب درآهر قطره از این بحر حیاتست جدا


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۳

 

می‌آمد یار مست و تنها تنهابا نرگس پرخمار رعنا رعنا
جستم که یکی بوسه ستانم ز لبشفریاد برآورد که یغما یغما


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۵

 

هان ای سفری عزم کجایست کجاهرجا که روی نشسته‌ای در دل ما
چندان غم دریاست ترا چون ماهیکافشاند لب خشک تو را در دریا


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

عطار » مختارنامه » باب پنجم: در بیان توحید به زبان تفرید » شمارهٔ ۱۰

 

ماییم که با ما نبود هیچ روا

چون هیچ نباشد نبود هیچ سزا

تو هیچ مباش تا نباشد هیچت

چون هیچ نباشی نبود هیچ ترا


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر » شمارهٔ ۲۶

 

چون من بگذشتهام بجان زین دو سرا

تا کی ز گرانجانی تن بهر خدا

از پای فتادهام به روزی صد جا

خود را بدروغ چند دارم بر پا


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع » شمارهٔ ۴۰

 

شمع آمد و گفت: ماندهام بی سر و پا

پای اندر بند و سر در آتش همه جا

گاهم بکشند و گه بسوزند به درد

یک سوخته سرگشتهتر از من بنما


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸

 

ای تیر هنر صهیل و برجیس لقا
شعری فش و فرقدفر و ناهید صفا
پیش رخ تو ماه و سماک و جوزا
خوارند چو پیش مهر پروین و سها


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰

 

ای دوست اگر صاحب فقری و فنا
باید که شعورت نبود جز به خدا
چون علم تو هم داخل غیر است و سوی
باید که به علم هم نباشی دانا


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱

 

گفتم که به پایان رسد این درد و عنادستی بزند به شادمانی دل ما
دل گفت کدام صبر ما را و چه کامور غم سختست شادکامی ز کجا


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱

 

با آنکه خوش آید از تو، ای یار، جفا
لیکن هرگز جفا نباشد چو وفا
با این همه راضیم به دشنام از تو
از دوست چه دشنام؟ چه نفرین؟ چه دعا؟


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲

 

عیشی نبود چو عیش لولی و گدا
افکنده کله از سر و نعلین ز پا
پا بر سر جان نهاده، دل کرده فدا
بگذاشته از بهر یکی هر دو سرا


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی
 

ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲

 

یا رب به محمد و علی و زهرا
یا رب به حسین و حسن و آل‌عبا
کز لطف برآر حاجتم در دو سرا
بی‌منت خلق یا علی الاعلا


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱

 

ای صاحب مسله! تو بشنو از ما
تحقیق بدان که لامکان است خدا
خواهی که تو را کشف شود این معنی
جان در تن تو، بگو کجا دارد جا


متن کامل شعر را ببینید ...

شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲

 

از دست غم تو، ای بت حور لقا
نه پای ز سر دانم و نه، سر از پا
گفتم دل و دین ببازم، از غم برهم
این هر دو بباختیم و غم ماند به جا


متن کامل شعر را ببینید ...

شیخ بهایی
 

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳

 

هشدار که هر ذره حسابست در اینجا

دیوان حسابست و کتابست در اینجا

حشرست و نشورست و صراطست و قیامت

میزان ثوابست و عقابست در اینجا

فردوس برین است یکی را و یکی را

انکال و جحیمست و عذابست در اینچا

آنرا که حساب عملش لحظه بلحظه است

با دوست خطابست و عتابست در اینجا

آنرا […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶

 

با طبع لطیف از در لطف در آ
با نفش غلیظ ز ره جور میا
در هیزم و گل تاملی کن که جهان
آن را به تبر شکافت و این را به صبا


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳

 

علمی که تو را پاک کند از من و ما
ماء القدسش نام کند مرد خدا
خواهی که حدث پاک شود از تو تمام
برخیز و بشو جامهٔ هستی و بیا


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶

 

بنواخت مرا لطف الهی به خدا
هر درد که بود از کرم کرد دوا
تشریف خلافت او به سیّد بخشید
او را بشناس و یک زمانی به خود آ


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۱

 

خصم که ز پس نیزه خورد روز وغا
اندیشۀ خصمان چنان نیست مرا
خود در قران که جای خوفست ورجا
نه« لاتخفست» پیش خصمان بغا؟


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۱

 

آنی تو که نیست در دعای تو ریا
وین حرف، نهفته نیست بر شاه و گدا
ای پیر جوان، تویی که در خانقهت
مقرون به اجابت است پیوسته دعا


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

کمال خجندی » رباعیات » شمارهٔ ۳

 

گفتم مستی گفت که آری بخدا
گفتم مگذار گفت که بگذار مرا
گفتم بازا گفت که از من بازا
گفتم رفتم گفت دگر باز میا


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی
 

صامت بروجردی » کتاب المواد و التاریخ » شمارهٔ ۱۲ - در مدح حضرت رضا(ع)

 

ای سرور دین خسرو اقلیم رضا
سلطان خراسان و غریب الغربا
در شان تو این بس که رضا در اعداد
یکسان شده با هزار و یک نام خدا


متن کامل شعر را ببینید ...

صامت بروجردی