گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ابوسعید ابوالخیر

یا رب به محمّد و علی و زهرا

یا رب به حسین و حسن و آل‌عبا

کز لطف برآر حاجتم در دو سرا

بی‌منتِ خلق یا علی الاعلا

فرخی سیستانی

بگرستم زار پیش آن کام و هوا

گفتا مگری پند همی داد مرا

پنداشت مگر کآب نماند فردا

نتوان کردن تهی به ساغر دریا

قطران تبریزی

من خفته بدم دوش دل از یار جدا

بر بالینم رسته یکی شاخ گیا

بیخش غم و درد و حسرت و بار بلا

از هر سه بلا جان و دلم گشته ملا

خیام

امروز چو کاسۀ سرت هست به‌جا

مَی نوش به کاسه، با حریفی دانا

صد کاسه و کلّهٔ سرِ شاه و گدا

نَخرَند به کوزۀ فُقاعی فردا

سوزنی سمرقندی

ای یافته دین ذوالجلال از تو ضیا

وز تو کرم طبیعی و صدق و صفا

غایب مکن ایدوست که از نظم ثنا

غایب نشدست هیچ حرفی بخطا

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه